عنوان مقاله : ریشه‌های داخلی توسعه‌نیافتگی در جمهوری اسلامی ایران

عنوان مقاله : ریشه‌های داخلی توسعه‌نیافتگی در جمهوری اسلامی ایران

چکیده توسعه‌نیافتگی در جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یکی از چالش‌های دیرینه کشور، ناشی از مجموعه‌ای از عوامل درونی، ساختاری و فرهنگی است. این مقاله تلاش دارد تا با نگاهی تحلیلی به بررسی چهار عامل اصلی در توسعه‌نیافتگی ایران بپردازد: فرهنگ سیاسی و اجتماعی، شکاف میان دولت و جامعه، ناکامی در برنامه‌ریزی توسعه‌ای، و رقابت‌های حزبی و جناحی که منجر به فقدان وفاق نخبگان شده است. بر اساس تحلیل‌های کیفی و استفاده از منابع معتبر داخلی و خارجی، این مقاله نشان می‌دهد که توسعه‌نیافتگی در ایران بیشتر از آن‌که محصول عوامل بیرونی باشد، ریشه در بحران‌های درونی ساختاری و فرهنگی دارد. در نتیجه، برای عبور از این وضعیت نیاز به اصلاحات بنیادین در ساختار حکمرانی، ارتقای فرهنگ سیاسی مشارکتی، و شکل‌گیری اجماع نخبگان است. این مقاله پیشنهاداتی در راستای بازسازی نهادها، گسترش مشارکت عمومی و ایجاد فضای گفت‌وگوی نخبگانی برای توسعه پایدار ایران ارائه می‌دهد.
استعفای هفتم؛ سیاستمداری که تاب ماندن ندارد

استعفای هفتم؛ سیاستمداری که تاب ماندن ندارد

چکیده این یادداشت به بررسی استعفای هفتم محمدجواد ظریف و پیامدهای آن بر فضای سیاسی ایران می‌پردازد. ظریف، که همواره از قدرت دیپلماتیک خود سخن گفته است، در عمل با چالش‌های متعدد مدیریتی و عدم توانایی در حفظ جایگاه‌های سیاسی مواجه بوده است. انتصاب او به عنوان «معاون راهبردی ریاست‌جمهوری» پس از پیروزی مسعود پزشکیان در انتخابات ۱۴۰۳، که نهایتاً به استعفای مجدد او انجامید، نشانه‌ای از ناپایداری مدیریتی و بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های کلان بود. این مقاله تحلیل می‌کند که استعفای ظریف، علاوه بر تضعیف جریان اصلاحات، نشان‌دهنده شکست پروژه «وفاق ملی» و ناکامی اصلاح‌طلبان در ایجاد انسجام درونی است. در ادامه، به پیامدهای این استعفا برای ساختار سیاسی ایران پرداخته می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا سیاستمدارانی که در مواجهه با بحران‌ها تاب ایستادگی ندارند، می‌توانند نقش مؤثری در حکمرانی ایفا کنند؟ در نهایت، این نتیجه‌گیری ارائه می‌شود که سیاست ایران نیازمند چهره‌هایی است که به‌جای نمایش‌های دیپلماتیک و کناره‌گیری در شرایط سخت، توانایی مدیریت بحران‌ها و پیشبرد اهداف کلان را داشته باشند.
ناکارآمدی اصلاح‌ طلبان و بحران حکمرانی در دولت جدید

ناکارآمدی اصلاح‌ طلبان و بحران حکمرانی در دولت جدید

چکیده این یادداشت به بررسی ناکارآمدی دولت اصلاح‌طلب جدید و چالش‌های حکمرانی ناشی از سیاست‌های این جریان می‌پردازد. اصلاح‌طلبان که با وعده‌های بهبود معیشت، بازگشایی فضای سیاسی و تقویت روابط بین‌المللی به قدرت بازگشتند، در عمل نشان دادند که توانایی تحقق این اهداف را ندارند. فقدان انسجام در تصمیم‌گیری‌ها، آشفتگی در سیاست‌گذاری اقتصادی و مدیریت نامطلوب منابع ملی، به‌ویژه در بحران‌هایی مانند کمبود آب و سوءمدیریت زیست‌محیطی، تنها بخشی از ضعف‌های ساختاری این دولت محسوب می‌شود. این نوشتار همچنین به بررسی پیامدهای سیاسی دولت جدید پرداخته و نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان حتی در ایجاد «وفاق ملی» نیز شکست خورده‌اند. برکناری چهره‌هایی مانند محمدجواد ظریف و عبدالناصر همتی تحت فشار مجلس و گروه‌های سیاسی مخالف، نشان‌دهنده ناتوانی این جریان در جلب حمایت حتی از جناح‌های نزدیک به خود است. در نهایت، مقاله تأکید می‌کند که حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران، بر پایه اصول ولایت فقیه و استقلال از نفوذ بیگانگان استوار است و اصلاح‌طلبانی که برخلاف این مسیر حرکت می‌کنند، نه‌تنها موفق نخواهند شد، بلکه کشور را درگیر بحران‌های جدید خواهند کرد.