خطای راهبردی در توهم بازدارندگی هسته‌ای؛ نگاهی انتقادی از منظر سیاست و امنیت ملی ایران

خطای راهبردی در توهم بازدارندگی هسته‌ای؛ نگاهی انتقادی از منظر سیاست و امنیت ملی ایران

در هفته‌های اخیر و پس از فعال شدن «مکانیسم ماشه» و بازگشت تدریجی تحریم‌های سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران، برخی صداها در فضای عمومی و محافل غیررسمی و حتی رسمی کشور به گوش می‌رسد که از «لزوم حرکت ایران به‌سوی تولید سلاح هسته‌ای» سخن می‌گویند. این دیدگاه سطحی و غیرعلمی، در ظاهر با تکیه بر منطق بازدارندگی، در واقع در تعارض کامل با اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی، مبانی فقهی حاکم بر رفتار نظام، و همچنین یافته‌های نظری علم سیاست و روابط بین‌الملل است. بررسی دقیق‌تر این دیدگاه نشان می‌دهد که چنین تفکری نه‌تنها امنیت و بازدارندگی برای ایران به همراه ندارد، بلکه می‌تواند موجودیت سیاسی، حقوقی و حتی اخلاقی کشور را در نظام بین‌الملل با خطر جدی مواجه سازد.

نخست باید یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران در طول 46 سال گذشته، هزینه‌های سنگینی را برای حفظ چهره‌ای صلح‌طلب و مسئول در برابر جامعه جهانی پرداخت کرده است. موضعگیری های رهبر انقلاب و بیانیه‌های وزارت امور خارجه و فعالیت های دستگاه دیپلماسی ایران، همگی بر این اصل تأکید داشته‌اند که برنامه هسته‌ای ایران، صرفاً ماهیتی صلح‌آمیز دارد. هرگونه حرکت به سمت تولید سلاح هسته‌ای، تمام این میراث سیاسی و حقوقی را نابود می‌کند و به‌نوعی تأیید ادعاهای چهل‌ساله غرب مبنی بر «ماهیت پنهان نظامی» فعالیت‌های هستهای ایران خواهد بود. چنین اقدامی، عملاً مشروعیت تاریخی و اخلاقی ایران در تقابل با تحریم‌ها و فشارهای خارجی را از بین می‌برد و به دشمنان این امکان را می‌دهد که سیاست‌های خصمانه خود را با پشتوانه‌ای تازه و مشروع ادامه دهند.

از منظر نظریه‌های روابط بین‌الملل نیز، باور به «بازدارندگی هسته‌ای» در شرایط کنونی ایران یک ساده‌انگاری خطرناک است. نظریه بازدارندگی، که ریشه در دوران جنگ سرد دارد، تنها زمانی کارکرد واقعی دارد که میان دو قدرت، توازن پایدار در توان نظامی و سیاسی برقرار باشد. چنین توازنی مستلزم وجود زیرساخت‌های فنی گسترده، سامانه‌های فرماندهی و کنترل قابل اعتماد، ظرفیت دومضربه‌ای، و در نهایت ثبات سیاسی و اقتصادی در داخل کشور است. هیچ‌یک از این شرایط در وضعیت فعلی ایران که تحت شدیدترین تحریم‌های مالی و تکنولوژیک قرار دارد، فراهم نیست. حتی در فرض محال ساخت بمب هسته‌ای، ایران تا سال‌ها با چالش ذخیره‌سازی، حمل و کنترل و تضمین امنیتی آن روبه‌رو خواهد بود و این مسیر، خود بسترساز تهدیدهای تازه‌تر است نه امنیت. به بیان دیگر، صرف «داشتن بمب اتم» با تبدیل شدن به «قدرت اتمی» تفاوت دارد. ایران حتی اگر به فناوری تولید بمب اتم دست یابد، تا دستیابی به سطح استانداردهای فنی، ایمنی و لجستیکی قدرت‌های هسته‌ای فاصله‌ای بسیار دارد.

افزون بر این، شواهد جنگ 12 روزه به‌خوبی نشان داده است که «سلاح هسته‌ای الزاماً بازدارندگی نمی‌آورد». ایالات متحده و رژیم صهیونیستی هر دو قدرت های بزرگ هسته‌ای محسوب میشوند، اما همین قدرت‌های هسته‌ای در جنگ 12 روزه مورد حمله موشکی ایران قرار گرفتند و خاک تلآویو و پایگاه نظامی آمریکا در قطر مورد اصابت موشک های ایرانی قرار گرفت و داشتن بمب اتمی این دو کشور مانع پاسخ کوبنده ایران به آنها نشد. حتی اسرائیل که یکی از بزرگ‌ترین دارندگان زرادخانه اتمی جهان است، هیچ‌گاه در برابر حملات ایران به مواضع نظامی‌اش پاسخی از جنس سلاح های هسته ای نداد. بنابراین، تجربه عینی نشان می‌دهد که بازدارندگی واقعی در دنیای امروز نه از جنس بمب اتم، بلکه از جنس ترکیب هوشمندانه‌ای از قدرت ملی، انسجام داخلی، و توان موشکی و دفاعی متعارف است.

از سوی دیگر، نباید از پیامدهای سیاسی و اقتصادی چنین تصمیمی غافل بود. ورود رسمی ایران به مسیر تولید سلاح هسته‌ای، بلافاصله با اجماع جهانی علیه تهران همراه خواهد شد. بازگشت کامل تحریم‌های سازمان ملل این بار با رفتن ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل با برچسب «تهدید علیه امنیت جهانی» همراه خواهد بود که بهانه‌ خوب به آمریکا و متحدانش می‌دهد از هرگونه اقدام نظامی یا تحریم چندجانبه علیه ایران استفاده کنند. درضمن اقتصاد ایران که اکنون نیز در وضعیت شکننده‌ای به سر می‌برد، تاب چنین شوکی را ندارد. هیچ کشوری، حتی چین و روسیه، در چارچوب حقوقی جدید قادر به همکاری رسمی با ایران نخواهند بود، زیرا هزینه نقض قطعنامه‌های شورای امنیت برای آنان بسیار سنگین است. در نتیجه، ایران به‌جای تقویت بازدارندگی، در موقعیت انزوای مطلق قرار خواهد گرفت.

بعد دیگر ماجرا، جنبه فقهی و هنجاری موضوع است. فتوای صریح رهبر انقلاب درباره حرمت تولید و استفاده از سلاح هسته‌ای، نه یک موضع سیاسی بلکه یک اصل دینی و اخلاقی است که شالوده مشروعیت نظام بر آن استوار است. نقض این اصل، نه‌تنها اعتبار جمهوری اسلامی در جهان اسلام را از میان می‌برد بلکه باعث فروپاشی اعتماد اخلاقی در داخل می‌شود. از همین رو، هرگونه سخن گفتن از ساخت بمب، در تضاد مستقیم با مبانی اخلاقی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است.

در نهایت، امنیت ملی در جهان پیچیده امروز از مسیر تسلیحات اتمی نمی‌گذرد، بلکه از راه انسجام داخلی، عقلانیت در سیاست خارجی، و تکیه بر بازدارندگی متعارف و هوشمندانه حاصل می‌شود. جمهوری اسلامی ایران تنها در صورتی که در این مسیر استوار بماند، میتواند از مشروعیت بین‌المللی خود محافظت کند.

لینک‌ مطلب در شماره 13202 روزنامه جمهوری اسلامی روز شنبه 19مهر 1404: https://jepress.ir/13202/3/2493