تنگه هرمز؛ چرا نباید ابزار هیجانی انتقام‌جویی شود؟

تنگه هرمز؛ چرا نباید ابزار هیجانی انتقام‌جویی شود؟

محمدصادق دانشجو
1404/04/01

در ساعات پس از حمله مستقیم نظامی ایالات متحده آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در فوردو، نطنز و اصفهان ـ اقدامی که در ادامه حملات اخیر رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان و در چارچوب تلاش برای تضعیف توان هسته‌ای ایران انجام شد ـ برخی جریان‌های داخلی بار دیگر پیشنهاد «بستن تنگه هرمز» را به‌عنوان پاسخی قاطع به تجاوز آمریکا مطرح کرده‌اند. این طرح در ظاهر، پاسخی شدید و بازدارنده به تجاوز است؛ اما در واقع، می‌تواند پیامدهایی بسیار پرهزینه و حتی معکوس برای منافع راهبردی جمهوری اسلامی ایران در پی داشته باشد.

نکته کلیدی در این میان آن است که ایران بارها تأکید کرده است که برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز و فاقد هرگونه اهداف تسلیحاتی است، و این موضع توسط نهادهای بین‌المللی نیز بارها مورد بررسی قرار گرفته است (IAEA, 2023). حمله نظامی آمریکا، با ادعای «پیشگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای»، فاقد هرگونه مشروعیت حقوقی بوده و به‌وضوح نقض حاکمیت ملی ایران است. در چنین شرایطی، برخی پیشنهادهای واکنشی همچون بستن تنگه هرمز، گرچه از سر خشم و غیرت ملی بیان می‌شوند، اما می‌توانند عملاً به انزوای بین‌المللی بیشتر ایران، افزایش مخاطرات امنیتی و حتی گشودن دروازه‌هایی برای مداخله مستقیم خارجی بیانجامند.

تنگه هرمز؛ شاه‌راه جهانی انرژی، نه ابزار انحصاری بازدارندگی ایران

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی در جهان است. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، روزانه بیش از ۱۸ میلیون بشکه نفت خام از این گذرگاه عبور می‌کند که معادل بیش از ۲۰ درصد کل تجارت نفت جهان است (EIA, 2023). این تنگه مسیر حیاتی برای کشورهای تولیدکننده نفت منطقه است و اختلال در آن، شوک شدیدی به بازارهای جهانی وارد می‌کند.

اما بستن این تنگه نه‌تنها تهدیدی علیه آمریکا نیست، بلکه مستقیماً منافع راهبردی کشورهایی چون چین، هند، کره جنوبی و حتی روسیه را نیز هدف قرار می‌دهد. برای نمونه، حدود ۴۵ درصد از نفت وارداتی چین از این مسیر تأمین می‌شود (Xu, 2022). در نتیجه، چنین اقدامی می‌تواند موجب موضع‌گیری منفی متحدان بالقوه و بالفعل ایران شود و حمایت آن‌ها از تهران در برابر تجاوز آمریکا را تضعیف کند.

بستن تنگه، گامی پرهزینه در زمین بازی آمریکا

بستن تنگه هرمز، از منظر حقوق بین‌الملل، مصداق نقض آزادی کشتیرانی محسوب می‌شود. اگرچه جمهوری اسلامی ایران کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS) را نپذیرفته، اما عرف بین‌المللی، آزادی عبور از تنگه‌ها را به‌عنوان حقی تثبیت‌شده به رسمیت می‌شناسد (UNCLOS, 1982). اقدام به بستن تنگه، می‌تواند بهانه‌ای برای تشکیل ائتلافی نظامی تحت رهبری آمریکا و با مشارکت گسترده بین‌المللی، تحت عنوان «تضمین آزادی دریانوردی» فراهم آورد. این ائتلاف نه‌تنها به انزوای بین‌المللی بیشتر ایران منجر می‌شود، بلکه می‌تواند به حضور نظامی گسترده‌تر در منطقه، تحریم‌های شدیدتر و کاهش مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی نیز بینجامد (Chatham House, 2021).

تهدید امنیت جزایر ایرانی؛ عارضه ناخواسته اقدام احساسی

در شرایطی که امارات متحده عربی بارها درباره مالکیت جزایر سه‌گانه (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) ادعاهایی بی‌پایه مطرح کرده است، هرگونه اختلال امنیتی در تنگه هرمز می‌تواند زمینه‌ساز اجماع کشورهای عربی خلیج فارس برای فشار بر ایران شود. بستن تنگه ممکن است ادبیات «تهدید امنیت دریایی» را تقویت کرده و بستر مناسبی برای افزایش حضور نظامی کشورهای غربی در اطراف این جزایر و حتی اعمال فشار برای بازنگری در وضع موجود ایجاد کند.

در مقابل، تقویت دیپلماسی منطقه‌ای، حفظ آرامش در تنگه، و دفاع فعال از حق حاکمیت ملی در مجامع بین‌المللی می‌تواند از منافع ایران در حوزه جزایر به شکل مؤثرتری حفاظت کند.

واکنش هوشمندانه به تجاوز: اقدامات بازدارنده، نه اقدامات پرریسک

در فضای جنگی امروز، تمایز میان «اقدام بازدارنده هدفمند» و «اقدام هیجانی پرهزینه» حیاتی است. جمهوری اسلامی ایران، بدون ورود به اقدامات تحریک‌آمیز مخاطره‌آمیز، می‌تواند در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی، با اقداماتی متقارن و هوشمندانه، هزینه تجاوز آمریکا را افزایش دهد. از جمله، در صورت ارزیابی دقیق از شرایط، می‌توان حملات محدود به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را به‌عنوان گزینه بازدارنده احتمالی در دستور کار قرار داد؛ آن‌هم در چارچوب مشروعیت دفاع مشروع مطابق با ماده ۵۱ منشور ملل متحد.

با این حال، باید توجه داشت که هرگونه واکنش باید سنجیده، محاسبه‌شده و مبتنی بر منطق ژئوپلیتیکی باشد، نه تحت تأثیر فشارهای رسانه‌ای یا فضای هیجانی پس از حمله.

نتیجه‌گیری: عقلانیت استراتژیک، شرط بقا در دوران بحران

در شرایط حساس فعلی که ایران هدف حملات مستقیم از سوی اسرائیل و آمریکا قرار گرفته، هرگونه تصمیم‌گیری در حوزه سیاست خارجی باید با نهایت دقت و دوراندیشی اتخاذ شود.

بستن تنگه هرمز، نه‌تنها پاسخ مناسبی به تجاوز دشمن نیست، بلکه می‌تواند به انزوای ژئوپلیتیکی ایران، افزایش فشارها، و حتی تهدید امنیت ملی منجر شود. در مقابل، بهره‌گیری از ابزارهای ترکیبی قدرت هوشمند، دیپلماسی منطقه‌ای فعال، و اقدامات بازدارنده حساب‌شده، راهبردی مؤثرتر برای دفاع از منافع ملی است.

امروز، بیش از هر زمان، «قدرت در کنترل است، نه در واکنش سریع».