آیا ایران در تله راهبردی اسرائیل گرفتار شده است؟

آیا ایران در تله راهبردی اسرائیل گرفتار شده است؟

محمدصادق دانشجو
1404/03/29

در تحلیل روندهای اخیر درگیری میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی، به‌نظر می‌رسد اسرائیل هنوز تمام ظرفیت‌های نظامی، اطلاعاتی و راهبردی خود را برای مقابله با ایران به‌کار نگرفته است. آنچه تاکنون مشاهده شده، بیشتر در قالب اقداماتی تحریک‌آمیز و مرحله‌بندی‌شده صورت گرفته است. به‌طور مشخص، می‌توان به ترور فرماندهان ارشد نظامی و نخبگان علمی ایران، استفاده از پهپادهای انتحاری با منشأ مبهم و احتمالاً مرتبط با برخی شبکه‌های نفوذی داخلی یا عناصر اجاره‌ای اتباع بیگانه ـ به‌ویژه برخی اتباع افغان ـ و عملیات‌های محدود اشاره کرد؛ اقداماتی که بیش از آن‌که با هدف تحقق دستاوردهای میدانی باشد، در جهت افزایش تنش روانی و رسانه‌ای طراحی شده‌اند

هدف احتمالی این راهبرد، سوق دادن ایران به واکنش‌های گسترده نظامی و سپس برجسته‌سازی این پاسخ‌ها در سطح رسانه‌های بین‌المللی است، تا ایران به عنوان تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی معرفی گردد. این مسیر، می‌تواند در نهایت بهانه لازم را برای ورود رسمی ایالات متحده آمریکا به منازعه نظامی فراهم آورد.

در این میان، شباهت‌هایی میان وضعیت کنونی ایران و رویدادهای پس از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نیز قابل مشاهده است؛ جایی که گروه‌های مقاومت فلسطینی با حمله‌ای گسترده دستاوردهای قابل‌توجهی در ابتدای نبرد کسب کردند، اما در ادامه، در اثر واکنش شدید اسرائیل و حمایت گسترده بین‌المللی از آن، متحمل خسارات سهمگین انسانی، نظامی و مدنی شدند. نگرانی آن است که برخی پیروزی‌های میدانی جمهوری اسلامی ایران نیز، در صورتی که با تدبیر راهبردی همراه نباشند، در آینده به یک «تله پیروزی» بدل شوند؛ تله‌ای که دشمن با طراحی هوشمندانه‌اش تلاش دارد جمهوری اسلامی را به درون آن بکشاند.

این یادداشت به هیچ عنوان بر توقف اقدامات دفاعی و انتقام‌جویانه جمهوری اسلامی ایران تأکید ندارد؛ چرا که بدون تردید، دفاع از امنیت ملی و پاسخ به جنایت‌هایی چون ترور شهروندان و فرماندهان کشور، حقی مسلم و مشروع برای جمهوری اسلامی است. اما در عین حال، باید به این نکته اساسی توجه داشت که ورود به یک نبرد بلندمدت و فرسایشی، بدون محاسبه دقیق هزینه-فایده و پیش‌بینی ابعاد سیاسی، روانی، اقتصادی و امنیتی آن، می‌تواند در بلندمدت به تضعیف جایگاه راهبردی ایران بینجامد.

نکته امیدوارکننده در این میان، موضع اخیر مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران در خصوص پایبندی به تعهدات بین‌المللی نظیر پیمان NPT است؛ موضعی که نشانه‌ای از خویشتن‌داری دیپلماتیک و رویکرد عقلانی در مواجهه با بحران‌ها تلقی می‌شود. با این حال، لازم است این عقلانیت راهبردی به حوزه نظامی و امنیتی نیز تسری یابد و اتاق‌های فکر جمهوری اسلامی با بهره‌گیری از تحلیل‌های چندلایه و شناخت عمیق از نقشه‌های ترکیبی دشمن، مانع از آن شوند که برخی پیروزی‌های تاکتیکی، به زیان‌های راهبردی برای کشور بدل گردد.

در شرایطی که «جنگ روایت‌ها» و عملیات روانی نیز به اندازه عملیات‌های میدانی تعیین‌کننده شده‌اند، هرگونه تصمیم‌گیری باید در پرتو تحلیل چندبُعدی از موقعیت اتخاذ شود؛ زیرا ممکن است دشمن، همان‌گونه که در حوزه دیپلماسی و افکار عمومی بازیگری کرده است، در میدان جنگ نیز به دنبال آن باشد که ایران را به نقطه بی‌بازگشت بکشاند؛ نقطه‌ای که نه امکان عقب‌نشینی باقی می‌گذارد و نه مسیر مشخصی برای پیشروی.