محمدصادق دانشجو
1404/04/10
در فضای پُرالتهاب منطقهای پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، یک توییت تحلیلی از داگلاس مکگرگور ـ سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا و مشاور سابق وزارت دفاع این کشور ـ افکار عمومی را متوجه سناریویی کرد که میتواند فراتر از یک درگیری مقطعی نظامی باشد؛ بلکه آغاز جنگی بلندمدت، چندلایه و چندجبههای باشد با هدف استراتژیک: تغییر ژئوپلیتیک ایران و منطقه غرب آسیا.
مکگرگور در این یادداشت مینویسد که جنگها معمولاً از همانجایی آغاز میشوند که جنگ قبلی پایان یافته است. او در این چارچوب، جنگ ایران و اسرائیل را نه پایان یک بحران، بلکه آغاز فصلی تازه از منازعهای میداند که میتوان آن را «جنگ بلندمدت جدید» یا New Long War نامگذاری کرد. در این جنگ، ایران از یکسو و ائتلافی متشکل از اسرائیل، ایالات متحده، جمهوری آذربایجان و متحدان منطقهایشان از سوی دیگر، وارد بازیای پیچیده و خطرناک شدهاند.
🔻 پروژهای فراتر از اسرائیل؛ وقتی صحرای سینا و کانال سوئز در تیررساند
در تحلیل مکگرگور، نام ژنرال اریک کوریلا ـ فرمانده فعلی سنتکام ـ با پروژه «اسرائیل بزرگ» گره خورده است؛ پروژهای که فراتر از منافع امنیتی تلآویو، نوعی آرمانگرایی ژئوپلیتیکی صهیونیستی را دنبال میکند. اشاره به علاقه نتانیاهو به تسلط بر صحرای سینا و کانال سوئز، آن هم با فرض مشارکت نظامی ارتش آمریکا، از سناریویی حکایت دارد که در آن اسرائیل دیگر صرفاً به «دفاع از موجودیت خود» بسنده نمیکند، بلکه به دنبال بازتعریف نظم منطقهای به نفع خود است.
مکگرگور بهوضوح تأکید میکند که این عملیاتها بدون حمایت نظامی آمریکا عملاً ناممکناند، و از این رو احتمال میدهد ژنرال کوریلا، حتی از دوران ریاستجمهوری ترامپ، اختیار و مجوز برنامهریزی مشترک برای این پروژهها را دریافت کرده باشد.
🔻 قفقاز؛ جبهه شمالی جنگ علیه ایران؟
بخش خطرناکتر تحلیل، اشاره به جبهه شمالی ایران یعنی قفقاز است؛ جایی که جمهوری آذربایجان با حمایت ترکیه و اسرائیل، در حال آمادهسازی برای حمله به ارمنستان و احتمالاً نواحی شمال غربی ایران است. مکگرگور با اشاره به سابقه همکاری استراتژیک ایران با ارمنستان مسیحی، هشدار میدهد که درگیری احتمالی در قفقاز میتواند مستقیماً منافع ژئوپلیتیکی ایران را در این منطقه به خطر اندازد.
در این معادله، اسرائیل نقشی محوری ایفا میکند: انتقال فناوری پهپادی به باکو، حمایت اطلاعاتی از عملیاتهای نظامی، و بهرهگیری متقابل از پایگاههای مرزی آذربایجان برای حمله به ایران، نشانههایی از ساختار امنیتی جدیدی است که در شمال ایران شکل گرفته است. این ساختار، با محوریت قومیت، مذهب و ناسیونالیسم پانترکی، میتواند زمینهساز تحریکات داخلی و حتی تجزیهطلبی در برخی استانهای ایران شود.
🔻 زنگ خطر برای ایران: تهاجم خاموش با هدف تضعیف درونی
در این سناریو، هدف الزاماً اشغال سرزمینی گسترده نیست. بلکه هدف اصلی، فرسایش تدریجی، اختلال در اتحادهای منطقهای ایران، تخریب زیرساختهای امنیت ملی، و تحریک گسلهای داخلی است. مکگرگور با زبانی هشداردهنده، به ایرانیها میفهماند که خطر نه در صدای انفجار موشکها، بلکه در نقشهای استراتژیک و چندسطحی برای تضعیف از درون و مهار از بیرون نهفته است.
🔹 جمعبندی
توییت داگلاس مکگرگور را نمیتوان صرفاً یک هشدار ژنرال بازنشسته دانست؛ بلکه سند اعترافی از یک الگوی خطرناک در سیاست امنیتی آمریکا و متحدانش در منطقه است. در این الگو، ایران بهعنوان مانع اصلی در برابر پروژه «اسرائیل بزرگ» و «آذربایجان بزرگ» هدفگذاری شده است.

