ایران و اسرائیل: بررسی تاریخی و تحلیلی رویارویی تا جنگ ۲۰۲۵

ایران و اسرائیل: بررسی تاریخی و تحلیلی رویارویی تا جنگ ۲۰۲۵

محمدصادق دانشجو
1404/03/26

چکیده

این مقاله به تحلیل جامع ابعاد تاریخی، سیاسی، نظامی و راهبردی تقابل میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی می‌پردازد و نقطه تمرکز آن، تحولات منتهی به عملیات وعده صادق ۳ در خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵) است. نگارنده با روش تحلیلی–تاریخی و اتکا بر داده‌های میدانی، گزارش‌های نهادهای بین‌المللی، و اسناد رسمی، به بررسی پنج محور اصلی می‌پردازد: پیشینه ایدئولوژیک و استراتژیک خصومت ایران و اسرائیل، رد علمی و شرعی ادعای ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران، تحلیل انگیزه‌ها و پیامدهای حمله اخیر اسرائیل به زیرساخت‌ها و شهروندان ایرانی، ارزیابی پاسخ نظامی جمهوری اسلامی در قالب وعده صادق ۳، و در نهایت بررسی تأثیر این تقابل بر معادلات قدرت منطقه‌ای و مذاکرات بین‌المللی. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران، علیرغم مواجهه با حمله‌ای سهمگین و هدفمند، توانست با اعمال قدرت نظامی بازدارنده و دقیق، هیمنه نظامی اسرائیل را در هم بشکند و جایگاه ژئوپلیتیکی جدیدی در منطقه تثبیت کند. همچنین روند تحولات حاکی از آن است که توازن قدرت در خاورمیانه وارد مرحله‌ای جدید شده و قدرت ایران دیگر صرفاً در سطح ایدئولوژیک یا سیاسی نیست، بلکه به عنوان یک قدرت نظامی مؤثر و غیرقابل چشم‌پوشی در سطح راهبردی نیز تثبیت شده است.


مقدمه

تقابل جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی، یکی از عمیق‌ترین و ماندگارترین چالش‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه معاصر محسوب می‌شود؛ چالشی که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ آغاز شد و با گذشت چهار دهه، نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه در سال‌های اخیر به سطح بی‌سابقه‌ای از درگیری مستقیم رسیده است. در حالی‌که بسیاری از رویارویی‌های قبلی در قالب نبردهای نیابتی و جنگ‌های اطلاعاتی جریان داشت، تحولات سال ۱۴۰۴ به‌ویژه در جریان عملیات «وعده صادق ۳» به‌وضوح نشان داد که دو بازیگر اصلی این منازعه اکنون وارد مرحله‌ای از رویارویی مستقیم نظامی شده‌اند.

در این میان، حمله گسترده اسرائیل به خاک ایران – شامل بمباران مناطق مسکونی، مراکز هسته‌ای و ترور چهره‌های علمی و نظامی – نقطه عطفی محسوب می‌شود که معادلات سنتی بازدارندگی را دگرگون ساخت. جمهوری اسلامی ایران، که سال‌ها در برابر تجاوزات غیرمستقیم و تهدیدات پی‌در‌پی اسرائیل خویشتنداری کرده بود، با فعال‌سازی راهبردی توان نظامی خود، نه‌تنها به حملات پاسخ داد، بلکه هیمنه امنیتی و پدافند های دفاعی اسرائیل را به‌طور جدی زیر سؤال برد.

در این مقاله، با اتکا به منابع معتبر بین‌المللی و تحلیل‌های راهبردی، این روند پرشتاب از تنش تا تقابل را در پنج محور اصلی مورد بررسی قرار می‌دهیم. هدف اصلی، نه صرفاً گزارش وقایع، بلکه تحلیل عمیق زمینه‌های ایدئولوژیک، ابعاد حقوقی، و پیامدهای راهبردی این تقابل است. چرا که آنچه در خرداد ۱۴۰۴ رخ داد، صرفاً یک درگیری مرزی نبود، بلکه نقطه آغازی بر دوره‌ای جدید در نظم امنیتی منطقه غرب آسیاست.


پیشینه تقابل از انقلاب ۱۳۵۷ تا امروز

پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ایران، روابط تهران و تل‌آویو از همکاری پنهانی به خصومت آشکار تغییر یافت. حکومت جدید ایران اسرائیل را رژیمی نامشروع و «غده سرطانی» می‌نامید و صریحاً از آرمان فلسطین حمایت کرد. در مقابل، اسرائیل که پیشتر با حکومت شاه رابطه نزدیکی داشت، ایرانِ انقلابی را تهدیدی ایدئولوژیک و استراتژیک دید. طی جنگ ایران و عراق (دهه ۱۹۸۰) نیز هرچند گزارش‌هایی از کمک مخفی تسلیحاتی اسرائیل به ایران (معاملات ماجرای ایران–کنترا) وجود دارد، اما در مجموع تل‌آویو نگران صدور انقلاب و نفوذ منطقه‌ای تهران بود و از تضعیف ایران استقبال می‌کرد.

با پایان جنگ سرد، تقابل ایران و اسرائیل جنبه‌های تازه‌ای یافت. بنیامین نتانیاهو – سیاستمدار راستگرای اسرائیلی که از میانه دهه ۱۹۹۰ چند دوره نخست‌وزیر بوده – به یکی از معماران اصلی سیاست ضدایرانی تل‌آویو بدل شد. نتانیاهو از سال‌ها پیش ایران را «بزرگ‌ترین تهدید موجودیت اسرائیل» خوانده و برای مهار ایران به هر ابزار ممکن متوسل شده است. او در دهه ۲۰۰۰ با اغراق درباره برنامه اتمی ایران در مجامع بین‌المللی، خواستار تحریم‌ها و حتی اقدام نظامی پیشگیرانه بود. نقش نتانیاهو در تشویق جنگ ۲۰۰۳ عراق نیز قابل‌توجه است. وی در سپتامبر ۲۰۰۲ با حضور در کنگره آمریکا، با اطمینان کاذب ادعا کرد رژیم صدام در آستانه ساخت سلاح هسته‌ای است و سرنگونی صدام «موجی از دموکراسی و تغییر رژیم در ایران» به دنبال خواهد داشت. این پیش‌بینی‌ها نادرست از آب درآمد – نه عراق سلاح کشتار جمعی داشت و نه حکومت ایران در پی حمله آمریکا به عراق فروپاشید. اما نتانیاهو از شکست تحلیل خود درس نگرفت و ده‌ها سال است پیوسته هشدار می‌دهد ایران ظرف چند سال به بمب اتم خواهد رسید؛ پیش‌بینی‌هایی که بارها غلط از کار درآمده است.

به طور کلی، اسرائیل خصومت با ایران را با سه بهانه اصلی توجیه می‌کند: نخست ادعا می‌شود برنامه هسته‌ای ایران پوششی برای ساخت بمب اتم و تهدیدی موجودیتی برای اسرائیل است. دوم، تهران به دلیل حمایت از گروه‌های ضداسرائیلی مانند حزب‌الله و حماس به «صدور تروریسم» متهم می‌شود. سوم، به لفاظی‌های تند برخی مقامات ایرانی (نظیر نقل قول مشهور ۱۳۸۴ از احمدی‌نژاد درخصوص «محو اسرائیل از صفحه روزگار») اشاره می‌شود تا ایران را دولتی متخاصم جلوه دهند. در مقابل، تهران این اتهامات را سیاسی و اغراق‌آمیز می‌داند و تأکید می‌کند دشمنی اسرائیل ریشه در ماهیت ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی – یعنی مخالفت با صهیونیسم – دارد. همچنین مقامات ایرانی یادآور می‌شوند اسرائیل خود تنها دارنده تسلیهات هسته‌ای در خاورمیانه است که خارج از پیمان NPT ، ده‌ها کلاهک اتمی انباشته و بارها کشورهای منطقه را هدف حمله قرار داده است. از این دیدگاه، اسرائیل برای منحرف کردن افکار عمومی از اشغالگری و توان هسته‌ای غیرقانونی خویش، ایران را تهدید اصلی منطقه جلوه می‌دهد.

چالش هسته‌ای ایران: حقیقت در برابر ادعاهای اسرائیل

اسرائیل همواره برنامه اتمی ایران را دستاویز فشار قرار داده است. از اوایل دهه ۱۳۸۰ که فعالیت غنی‌سازی اورانیوم در ایران علنی شد، تل‌آویو با تبلیغات گسترده مدعی شد تهران مخفیانه به دنبال ساخت بمب اتم است. این خط تبلیغی در سال‌های اخیر نیز ادامه داشته و از جمله توجیهات حملات اسرائیل به ایران عنوان شده است. اما شواهد بین‌المللی هرگز چنین قصدی را تأیید نکرده است. گزارش‌های متعدد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا حاکیست هیچ مدرکی دال بر تصمیم ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای وجود ندارد. به عنوان نمونه، سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا در «برآورد ملی اطلاعاتی ۲۰۰۷» صریحاً اعلام کردند ایران برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را از سال ۲۰۰۳ متوقف کرده و تا مدتی نامعلوم از سر نگرفته است. حتی پس از آن نیز مدیران اطلاعاتی آمریکا طی جلسات کنگره بر پایبندی ایران به چارچوب‌های عدم اشاعه سلاح های هسته ای تأکید کرده‌اند. آژانس اتمی نیز در بازرسی‌های گسترده خود هرگز انحراف مواد هسته‌ای از استفاده های صلح آمیز در ایران را گزارش نکرده است.

مقامات جمهوری اسلامی همواره ادعای تلاش برای بمب را رد کرده و آن را خلاف دکترین دفاعی و اعتقادات دینی خود دانسته‌اند. آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب، در فتواها و بیانات متعدد، تولید، انبار کردن و به‌کارگیری سلاح کشتار جمعی را «گناهی کبیره و حرام شرعی» اعلام کرده است. ایشان در اجلاس عدم تعهد ۲۰۱۲ تصریح کردند: «جمهوری اسلامی استفاده از سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی را گناهی بزرگ و نابخشودنی می‌داند… ما شعارمان این است: انرژی هسته‌ای برای همه، سلاح هسته‌ای برای هیچ‌کس». همچنین در دیدار فرماندهان سپاه در سال ۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳) فرمودند: «ما نه به خاطر آمریکا و غیره، بلکه به خاطر اعتقادات خودمان با سلاح هسته‌ای مخالفیم. وقتی می‌گوییم دیگران نباید داشته باشند، یعنی خودمان هم نباید داشته باشیم و دنبال آن نخواهیم رفت.» رهبر انقلاب بارها تاکید کرده‌اند که مبنای این تصمیم، احکام اسلام است و جمهوری اسلامی فراتر از ملاحظات سیاسی، کاربرد سلاح کشتار جمعی را مغایر انسانیت و شرع می‌داند. ایشان تصریح نموده‌اند: «اگر قصد ساخت سلاح هسته‌ای داشتیم، هیچ قدرتی حتی آمریکا توان جلوگیری نداشت، اما ما بنابر مبانی اسلامی هرگز دنبال چنین سلاحی نبوده‌ایم». این مواضع عالی‌ترین مقام ایران – که به منزله فتوای شرعی و دستور حکومتی است – برای ملت ایران حجت است و در سیاست‌های دفاعی کشور انعکاس یافته است. چنان‌که تاکنون هیچ نشانه‌ای از انحراف برنامه اتمی ایران به سمت اهداف نظامی مشاهده نشده و تمام تأسیسات ایران تحت نظارت آژانس قرار داشته‌اند.

بنابراین، روایت اسرائیل مبنی بر تلاش ایران برای ساخت بمب اتم فاقد پشتوانه واقعی است. این ادعا عمدتاً با انگیزه سیاسی – جهت جلب حمایت بین‌المللی برای منزوی‌سازی ایران – مطرح می‌شود. در مقابل، تهران استدلال می‌کند که اگر دنبال سلاح اتمی بود، خروج از NPT یا اخراج بازرسان آژانس کار دشواری نبود؛ اما ایران علی‌رغم هزینه‌های سنگین تحریم، به تعهدات خود پایبند مانده و حتی پس از سال‌ها بدعهدی غرب، غنی‌سازی را در چهارچوب NPT ادامه داده است. رهبر ایران در سخنرانی سال ۱۳۹۹ تاکید کردند : «اتهام ساخت بمب از سوی ایران تکراری و بی‌اساس است… ما از لحاظ شرعی و عقلی چنین سلاحی را مطلقاً قبول نداریم زیرا موجب کشتار مردم بی‌گناه است.» از این منظر، اصرار اسرائیل بر وجود «طرح مخفی تسلیحاتی ایران» بیشتر یک بهانه‌جویی برای توجیه خصومت خود است تا واقعیتی مسلم.

جنگ وعده صادق ۳: حمله غافلگیرانه اسرائیل و پاسخ کوبنده ایران (خرداد ۱۴۰۴)

حمله اولیه اسرائیل و نیات پنهان آن

در اواخر بهار ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵) تنش‌های مزمن تهران-تل‌آویو به نقطه انفجار رسید. نیمه‌شب جمعه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، اسرائیل موج گسترده‌ای از حملات هوایی را علیه ایران آغاز کرد. به اذعان سخنگوی ارتش رژیم اسرائیل، ۲۰۰ فروند جنگنده ظرف چند ساعت بیش از ۱۰۰ هدف را در خاک ایران بمباران کردند. این حملات عمدتاً تأسیسات کلیدی هسته‌ای (از جمله مراکز غنی‌سازی) و پایگاه‌های نظامی را هدف گرفت و به ترور تعدادی از فرماندهان بلندپایه سپاه پاسداران و دانشمندان هسته‌ای انجامید. همزمان، مناطق مسکونی نیز از آسیب مصون نماند؛ بنا بر گزارش خبرگزاری فارس، حداقل ۷۸ نفر – عمدتاً شهروندان غیرنظامی از جمله زنان و کودکان – در ساعات اولیه حمله شهید یا مجروح شدند. تصاویری از انفجار مهیب در مجتمع‌های مسکونی تهران انتشار یافت که عمق فاجعه را نشان می‌داد.

اسرائیل هدف خود از این یورش را «تخریب توان هسته‌ای ایران و پیشگیری از ساخت بمب» عنوان کرد.  بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل مدعی شد : «عملیات نظامی تا هر زمان که لازم باشد ادامه خواهد یافت و ایران باید برای همیشه از خیال دستیابی به سلاح اتمی منصرف شود.» مقامات صهیونیستی ادعا کردند آغازگر جنگ نبودند و صرفاً برای دفاع پیشدستانه دست به اقدام زده‌اند. اما شواهد و قرائن، روایت متفاوتی را نشان می‌دهد. این حمله در حالی رخ داد که مذاکرات غیر مستقیم میان ایران و آمریکا پیرامون احیای توافق هسته‌ای در جریان بوذ.  حتی آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل با ابراز نگرانی عمیق گفت: «حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران در شرایطی که گفتگوهای تهران-واشنگتن جریان دارد، بسیار نگران‌کننده است.»  به بیان دیگر، اسرائیل دقیقاً در لحظه‌ای دست به جنگ زد که احتمال تنش‌زدایی ایران با غرب افزایش یافته بود.  تحلیلگران معتقدند نتانیاهو با این قمار خطرناک دو هدف را توأمان دنبال می‌کرد: نخست، بر هم زدن مسیر دیپلماسی ایران و آمریکا – که از دید تل‌آویو به تقویت موقعیت منطقه‌ای تهران می‌انجامید – و دوم، بین‌المللی کردن بحران به امید کشاندن پای ایالات متحده به رویارویی مستقیم با ایران.  در واقع، دولت اسرائیل از نزدیکی احتمالی تهران-واشنگتن بیمناک بود و می‌خواست با شعله‌ور کردن جنگی تازه، ابتکار عمل را از دیپلمات‌ها گرفته و کشورهای غربی را ناچار به جانب‌داری از خود کند.

افزون بر این، ناظران نظامی معتقدند تل‌آویو ورای بهانه اتمی، رؤیای دیرینه «تغییر رژیم» در ایران را نیز در سر داشت. گسترش دامنه اهداف بمباران در روزهای بعد این گمانه را تقویت کرد. چنان‌که از روز یکشنبه 25 خرداد، جنگنده‌های اسرائیلی علاوه بر مراکز هسته‌ای، زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی ایران – نظیر پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، فرودگاه‌ها و کارخانجات – را آماج قرار دادند.  روزنامه واشنگتن‌پست این تغییر راهبرد را به منزله تلاش اسرائیل برای «فلج کردن دولت ایران و حتی دامن زدن به نارضایتی مردمی با امید به فروپاشی نظام» تفسیر کرد. خود نتانیاهو در نطق تلویزیونی ۲۸ خرداد (پس از چند روز جنگ) آشکارا مردم ایران را به قیام ترغیب نمود و گفت: «زمان آن رسیده ملت ایران علیه رژیم پلید و ستمگر حاکم برخیزند. ما با شما مردم شجاع ایران دشمنی نداریم، دشمن ما رژیمی است که شما را سرکوب و فقیر کرده است… این رژیم هرگز تا بدین حد ضعیف نبوده است.» چنین لحنی از زبان نخست‌وزیر اسرائیل نشان می‌دهد که اسرائیل عملاً جنگ را فرصتی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی می‌دید – هرچند برخی مقامات اسرائیلی در ظاهر گفتند هدف اصلی همچنان نابودی تأسیسات هسته‌ای است.

در کنار این اهداف بلندپروازانه، رفتار میدانی اسرائیل بسیاری از ناظران را شوکه کرد. نیروی هوایی این کشور در حملات اولیه مرتکب موارد واضح نقض قوانین بین‌المللی جنگ شد: حمله عمدی به مراکز غیرنظامی و کشتار هدفمند غیرنظامیان. در تهران، بیمارستان کودکان محک بر اثر اصابت ترکش موشک آسیب دید؛ در کرمانشاه نیز بیمارستان فارابی بر اثر موج انفجار خسارات جدی برداشت و بخش‌هایی از آن ویران شد. ده‌ها بیمار، از جمله کودکان و بیماران سالخورده، در این حملات وحشیانه زخمی یا دچار شوک شدند. همچنین صبح دوشنبه ۲۶ خرداد، «ساختمان شیشه‌ای» صدا‌وسیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران هدف حمله مستقیم هوایی قرار گرفت.  رژیم اسرائیل ابتدا طی پیامی از طریق سفارت سوئیس خواستار تخلیه این ساختمان در منطقه ۳ تهران شد و ساعاتی بعد چهار بمب به آن شلیک کرد. در لحظه اصابت موشک‌ها، خانم سحر امامی گوینده خبر شبکه‌ خبر مشغول اجرای زنده برنامه بود که ناگهان صدای انفجار و لرزش دوربین‌ها در پخش زنده مشاهده شد. استودیوی خبر از هم پاشید و خانم امامی مجبور به ترک صحنه شد. اما تنها چند دقیقه پس از این حادثه، پخش خبر از استودیوی پشتیبان از سر گرفته شد و این مجری شجاع دوباره مقابل دوربین بازگشت. تصاویر منتشرشده از چهره مصمم او در حال ادامه خبر، در حالی که دود و خاک فضای استودیو را پر کرده بود، بازتاب جهانی یافت و به نمادی از مقاومت رسانه‌ای ایران تبدیل شد. حتی شبکه‌هایی نظیر CNN و یورونیوز با پخش این صحنه، از تداوم پخش خبر در بحبوحه حمله ابراز شگفتی کردند. بدین‌ترتیب، تلاش اسرائیل برای خاموش کردن صدای رسانه‌ای ایران شکست خورد و به عکس، روایت مظلومیت ایران و سبوعیت اسرائیل در جهان تقویت شد.

واکنش ایران: ضرب‌شست وعده صادق و تغییر معادله قدرت

ایران که سال‌ها مستقیماً مورد حمله اسرائیل قرار نگرفته بود، این‌بار با جنگی تمام‌عیار و تلفات سنگین غیرنظامیان و نخبگان خود مواجه شد.  در نخستین ساعات پس از حمله، پیام ویدیویی تاریخی آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به ملت ایران پخش شد که در آن ایشان با لحنی قاطع فرمودند:  « نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با قدرت وارد عمل خواهند شد و رژیم رذل صهیونی را بیچاره خواهد کرد. این رژیم خبیث از جنایت سحرگاه امروز سالم خلاصی نخواهد یافت و ملت ایران مطمئن باشد که هیچ کوتاهی در مجازات متجاوز صورت نخواهد گرفت.» رهبر انقلاب تأکید کردند حق طبیعی ایران طبق منشور ملل متحد، دفاع متقابل است و این تجاوز بی‌پاسخ نخواهد ماند. واقعیت آن است که جمهوری اسلامی علی‌رغم تبلیغات اسرائیل، هرگز آغازگر جنگی نبوده و دکترین نظامی آن دفاعی است؛ اما اکنون که حمله‌ای بی‌سابقه به خاک ایران صورت گرفته بود، عدم پاسخ را به‌منزله چراغ سبز به تداوم تجاوزات تلقی می‌کرد. بنابراین، عالی‌ترین مقامات لشکری و کشوری در شورای عالی امنیت ملی تصمیمی سرنوشت‌ساز گرفتند: اجرای «وعده صادق ۳».

اصطلاح «وعده صادق» از شعارهای محوری محور مقاومت است و به وعده انتقام حتمی از صهیونیست‌ها اشاره دارد. «عملیات وعده صادق ۱» پیش‌تر در ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ (آوریل ۲۰۲۴) رخ داده بود؛ زمانی که ایران در پاسخ به حمله اسرائیل به مستشاران نظامی خود در کنسولگری ایران در سوریه، برای اولین بار مستقیماً خاک اسرائیل را با ده‌ها موشک بالستیک و پهپاد انتحاری هدف قرار داد. آن حمله – هرچند محدود – معادلات بازدارندگی را تغییر داد و نشان داد ایران در صورت لزوم از توان تهاجمی خود استفاده می‌کند. سپس «وعده صادق ۲» در پاییز ۱۴۰۳ رخ داد: در شهریور ۱۴۰۳، اسرائیل دست به دو ترور بی‌سابقه زد و سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله را در حمله هوایی به بیروت به شهادت رساند و همزمان اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس را طی یک عملیات پیچیده انفجاری در تهران ترور کرد. این اقدامات تروریستی موجی از خشم به پا کرد. رهبر انقلاب طی پیامی محرمانه، فرمان «تنبیه شدید صهیونیست‌ها» را صادر نمود و سرتیپ حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه شخصاً تدارک حمله موشکی تلافی‌جویانه را بر عهده گرفت. بنا بر گزارش رویترز، ایران در اوایل مهر ۱۴۰۳ حدود ۲۰۰ فروند موشک بالستیک به سوی اسرائیل شلیک کرد و در پی آن نتانیاهو ناچار شد بخش‌هایی از شمال اسرائیل را تخلیه و علیه حزب‌الله در مرز لبنان دست به حملات زمینی بزند. با این حال، هزینه سنگین ترور نصرالله و هنیه برای تل‌آویو روشن شد: جنگ با یک نیروی دولتی منسجم مانند ایران بسیار متفاوت از درگیری با گروه‌های غیردولتی است. ارتش اسرائیل در آن مقطع نیز ادعا کرد اکثر موشک‌های ایران را رهگیری کرده، اما اذعان داشت برخی کلاهک‌ها به اهدافشان اصابت نموده و آسیب رسانده‌اند. مجموعه این تحولات زمینه‌ساز وعده صادق ۳ گردید.

اکنون در خرداد ۱۴۰۴، تعرض اسرائیل از مرز سوریه و لبنان فراتر رفته و مستقیماً حاکمیت ملی ایران را نقض کرده بود. پاسخ ایران این‌بار سریع، گسترده و سخت‌تر از دفعات قبل بود. کمتر از ۱۲ ساعت پس از آغاز حملات اسرائیل، نیروی هوافضای سپاه با همراهی ارتش جمهوری اسلامی عملیات تلافی‌جویانه‌ای را کلید زد که از نظر مقیاس و دقت بی‌سابقه بود. شامگاه جمعه ۲۳ خرداد، بیش از ۱۰۰ فروند موشک بالستیک میان‌بُرد و دوربُرد از اعماق خاک ایران به سمت اهداف حیاتی در اسرائیل شلیک شد. به‌علاوه، ده‌ها فروند پهپاد انتحاری رادارگریز پایگاه‌های هوایی و سامانه‌های پدافندی اسرائیل را در فلسطین اشغالی آماج قرار دادند. اسرائیل که خود آغازگر حمله به مناطق مسکونی ایران بود، اینک با سیلی مشابه مواجه گردید. طی این یورش برق‌آسا، برای نخستین بار از زمان جنگ ۱۹۴۸، آژیرهای خطر در سراسر سرزمین‌های اشغالی به صدا درآمد و میلیون‌ها صهیونیست وحشت‌زده روانه پناهگاه‌ها شدند. تعدادی از موشک‌های نقطه‌زن ایرانی به تل‌آویو قلب تجاری-سیاسی اسرائیل اصابت کرد و انفجارهای مهیبی در برج‌های این شهر رخ داد. چند ساختمان مرتفع فرو ریخت و آتش‌سوزی گسترده‌ای در مرکز تل‌آویو به راه افتاد. رسانه‌های بین‌المللی از «تصاویری کم‌سابقه از دود غلیظ بر فراز تل‌آویو» خبر دادند. مقامات صهیونیستی بهت‌زده اعتراف کردند موشک‌های ایران از گنبد آهنین عبور کرده و به پایتخت اصابت کرده است. هرچند سخنگوی ارتش اسرائیل مدعی شد سامانه‌های پدافندی بخش اعظم موشک‌ها را رهگیری کرده‌اند، واقعیت خسارات واردشده روایتی دیگر می‌گفت.  اسطوره نفوذناپذیری و شکست‌ناپذیری اسرائیل فرو ریخت؛ مردم منطقه – از غزه و بیروت گرفته تا دمشق و بغداد – با دیدن تصاویر موشک‌های ایرانی که بر فراز تل‌آویو و حیفا در پروازند تکبیرگویان ابراز شادی کردند. به‌عکس، صهیونیست‌ها که همواره دیگران را در وحشت نگه می‌داشتند، این بار خود مجبور به فرار به پناهگاه‌ها شدند و آسمان اسرائیل دیگر برایشان امن و آرام نبود.

در این میان، گنبد آهنین اسرائیل نیز کارایی افسانه‌ای خود را از دست داد. منابع امنیتی آمریکایی فاش کردند که دست‌کم ۱۰ کشور – از جمله ایالات متحده و چند عضو ناتو – در رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایران به اسرائیل کمک اطلاعاتی و فنی رساندند. با این حال، سامانه‌های چندلایه دفاع موشکی اسرائیل تنها توانستند برخی از تهدیدات را دفع کنند و باقی به اهداف برخورد کردند. حتی گزارش شد برخی موشک‌های ایران چنان با مانور تغییر مسیر دادند که سامانه پدافندی اسرائیل دچار اختلال شده و یک راکت پدافندی به اشتباه در نزدیکی تل‌آویو فرود آمده است (ادعایی که بعدها منابع اسرائیلی آن را ناشی از «جنگ الکترونیک ایران» دانستند). هرچه بود، حقیقت آن است که عصر برتری مطلق هوایی اسرائیل به سر آمده بود. در سال‌های قبل، نیروی هوایی اسرائیل آزادانه بر فراز کشورهای منطقه پرواز و بمباران می‌کرد اما اکنون در پناهگاه‌ها بودن یا آسمان امن داشتن برای خود اسرائیلی‌ها تبدیل به رؤیا شده بود.

پاسخ کوبنده ایران اهداف و پیامدهای روشنی داشت. اول آن‌که تهران نشان داد معادله «حمله یکجانبه بدون هزینه» دیگر برقرار نیست. اگر اسرائیل شهرهای ایران را هدف قرار دهد، هیچ نقطه‌ای از فلسطین اشغالی – حتی تل‌آویو – مصون نخواهد ماند. چنان‌که دیده شد، ایران برای اولین بار در تاریخ منازعه، توازن ترس را به داخل سرزمین‌های اشغالی کشاند. دوم آن‌که تهران تصمیم گرفت برخی ملاحظات پیشین را کنار بگذارد. در دکترین رسمی ایران همواره بر تفکیک اهداف نظامی و غیرنظامی تأکید می‌شد؛ اما سران نظامی استدلال کردند اسرائیل یک جامعه کاملاً میلیتاریزه است که تقریباً همه شهروندان آن آموزش نظامی دیده و ذخیره ارتش محسوب می‌شوند. از این رو، «غیرنظامی مطلق» به معنای متعارف در اسرائیل وجود ندارد و مناطق مسکونی صهیونیست‌ها به مثابه بخشی از ماشین جنگی دشمن در نظر گرفته شد. وقتی آن‌ها به منازل ما رحم نکردند، ما هم در پاسخ، پادگان‌هایشان را هدف گرفتیم؛ خواه آن پادگان در پوشش شهر و شهرک باشد.  بدین ترتیب، شهرهای اسرائیل در شب‌های پس از حمله، آماج موشک‌های دقیق ایران قرار گرفت؛ مراکز حساس امنیتی در قلب مناطق شهری هدف‌گیری شد و سامانه‌های پدافندی اسرائیل هم که برای مقابله با رگبار این حجم از موشک‌ها طراحی نشده بود، دچار ضعف مفرط شد.

در عملیات وعده صادق ۳، ضربات مهلکی به رهبری و زیرساخت‌های نظامی اسرائیل وارد آمد. بر اساس اعتراف منابع اسرائیلی، چند مرکز فرماندهی ارتش و سرویس‌های امنیتی در تل‌آویو و قدس به طور مستقیم هدف قرار گرفتند. متقابلاً، اسرائیل نیز که همچنان توان تهاجمی‌اش کاملاً نابود نشده بود، دست به اقدامات انتقام‌جویانه محدودی زد. شب ۲۵ خرداد، نیروی هوایی اسرائیل یک جلسه محرمانه فرماندهان ارشد سپاه پاسداران را در تهران بمباران کرد و طی آن شمار دیگری از فرماندهان ایرانی شهید شدند. در این حمله ددمنشانه، سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه به شهادت رسید؛ همچنین سردار محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح (بالاترین مقام نظامی پس از فرمانده کل قوا) و سردار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران جان باختند. سردار غلام‌علی رشید فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا – که معمار استراتژی‌های دفاعی ایران بود – نیز در این حملات شهید شد. خبرگزاری رویترز به نقل از دو منبع مطلع گزارش داد دست‌کم ۲۰ تن از فرماندهان ارشد ایرانی در حملات بامداد جمعه اسرائیل به شهادت رسیدند. افزون بر فرماندهان نظامی، نخبگان علمی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران نیز آماج ترور قرار گرفتند. چهره‌هایی چون دکتر فریدون عباسی دوانی (رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی و از دانشمندان برجسته هسته‌ای) و دکتر محمدمهدی طهرانچی (فیزیکدان و رئیس سابق دانشگاه آزاد) جزو شهدای این حملات بودند. همچنین دکتر عبدالحمید مینوچهر رئیس دانشکده مهندسی هسته‌ای دانشگاه شهید بهشتی و استاد برجسته فیزیک هسته‌ای بر اثر اصابت موشک اسرائیل به منزلش در تهران به شهادت رسید. بدین ترتیب، اسرائیل کوشید با یک تیر چند نشان بزند: علاوه بر تأسیسات، مغزهای متفکر پروژه‌های موشکی و هسته‌ای ایران را نیز حذف کند. هرچند در کوتاه‌مدت این ترورها خلأهایی ایجاد کرد، اما ساختار فرماندهی ایران با جانشین‌پروری مستمر، به سرعت خود را بازسازی نمود. فرماندهان نسل جدید سپاه بلافاصله زمام امور را در دست گرفتند و اراده انتقام در میان نیروهای مسلح ایران دوچندان شد.

معادله بازدارندگی در منطقه برای همیشه دستخوش دگرگونی شد.  صهیونیست‌ها برای اولین بار معنای واقعی جنگ با یک ارتش قدرتمند را فهمیدند؛ چیزی که هرگز در حمله به کودکان بی‌دفاع غزه تجربه نکرده بودند. نتیجه آن‌که اسرائیل، علی‌رغم کمک‌های اطلاعاتی و تسلیحاتی گسترده غرب، نتوانست به پیروزی قاطعی دست یابد و خود متحمل آسیب‌های راهبردی شد. این جنگ نابرابر نشان داد که ایرانِ فاقد سلاح اتمی نیز دست‌بسته نیست و توان وارد کردن تلفات و خسارات جدی به پیشرفته‌ترین ارتش منطقه – که مورد حمایت کامل آمریکا است – را داراست.

پیامدها: تغییر موازنه قدرت و چشم‌انداز مذاکرات

جنگ خرداد ۱۴۰۴ بی‌گمان نقطه عطفی تاریخی در مناقشه ایران و اسرائیل بود و تأثیری فراتر از روابط دوجانبه بر جای گذاشت. نخستین پیامد آن، تغییر درک بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از توازن قوا بود. تا پیش از این رخداد، بسیاری از دولت‌ها – به‌ویژه کشورهای عرب منطقه – تصور می‌کردند هرگونه رویارویی نظامی با ایران به سرعت با برتری قاطع اسرائیل یا آمریکا همراه خواهد بود. اما مقاومت مؤثر ایران در برابر حملات چندروزه اسرائیل و توانایی تهران در وارد کردن ضربات متقابل سنگین، این تصور را فرو ریخت. چنان‌که وزرای خارجه ۲۱ کشور عربی و اسلامی در بیانیه‌ای کم‌سابقه حملات اسرائیل را محکوم نموده و نسبت به «خطرات جدی جنگ برای صلح و امنیت منطقه» هشدار دادند. حتی متحدان سنتی آمریکا در خلیج فارس – نظیر قطر و امارات – که نگران سرایت جنگ به تأسیسات نفتی خود بودند، از واشنگتن خواستند هرچه زودتر آتش‌بس را عملی کند. در اسرائیل نیز افکار عمومی به شدت متزلزل شد. تصوری که سال‌ها از گنبد آهنین شکست‌ناپذیر و ارتش بلامنازع داشتند، ظرف چند روز دود شد. میلیونرهای صهیونیست شروع به ترک فلسطین اشغالی کردند و هزاران خانواده اسرائیلی راهی اروپا و آمریکا شدند. شکافی عمیق در جامعه اسرائیل پدید آمد شکل گرفت. مطبوعات عبری‌زبان از «شکست اطلاعاتی» و «خیال‌بافی نتانیاهو» نوشتند که کشور را به ورطه نابودی کشانده است.

در مقابل، جایگاه منطقه‌ای ایران مستحکم‌تر از گذشته شد. محور مقاومت جانی تازه گرفت؛ گروه‌های فلسطینی و لبنانی با الهام از موفقیت تهران، دست بالا را در معادلات پیدا کردند. اظهارات تحقیرآمیز مقامات اسرائیلی مبنی بر اینکه ایران «جرأت رویارویی مستقیم ندارد» باطل شد. این جنگ نشان داد که حتی بدون سلاح هسته‌ای، ایران از بازدارندگی مؤثر متعارف برخوردار است. موشک‌ها و پهپادهای بومی ایران توانستند سامانه‌های آمریکایی را دور بزنند و به اهداف خود برسند. همچنین مهارت سایبری و جنگ الکترونیک ایران – به‌ویژه در اخلال سامانه فرماندهی و کنترل دشمن – عملاً به نمایش درآمد. به قول یک مقام غربی: «ایران دیگر عراق یا لیبی نیست که به راحتی بمباران شود؛ هر ضربه‌ای به ایران، با ضربه متقابل محکم‌تری پاسخ داده خواهد شد.» این واقعیت جدید بر محاسبات قدرت‌های بزرگ هم اثر گذاشت. ناظران معتقدند سیاستمداران آمریکایی دریافته‌اند که یک درگیری تمام‌عیار با ایران، چه تبعات فاجعه‌باری برای ثبات منطقه و اقتصاد جهان (مثلاً قیمت نفت) خواهد داشت.

از منظر دیپلماتیک، دست ایران در مذاکرات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها پُرتر از قبل شده است. تا پیش از جنگ، غربی‌ها شاید چنین می‌پنداشتند که با تهدید نظامی و فشار اقتصادی می‌توانند امتیازات بیشتری از ایران بگیرند؛ اما اکنون مشاهده کردند که تهران هراسی از تهدیدات نظامی ندارد و برعکس، قادر است هزینه سنگینی به مهاجمان تحمیل کند. این واقعیت احتمالاً محاسبات دیپلمات‌های اروپایی و آمریکایی را تعدیل خواهد کرد. چنان‌که یک دیپلمات اروپایی در وین اظهار داشت : «پس از حملات اسرائیل، دیگر نمی‌توان با ایران از موضع ارعاب صحبت کرد. بهترین راه، بازگشت به برجام و دادن تضمین‌های جدی امنیتی به ایران است.

در چشم‌انداز پیش رو، اگر مذاکرات احیای برجام یا ترتیبات امنیتی جدیدی شکل گیرد، ایران با اعتماد به نفس و ابتکار عمل بیشتری پشت میز خواهد نشست. تهران اکنون ثابت کرده که «برگ برنده نظامی» در اختیار دارد؛ یعنی توان متعارفی که می‌تواند اسراییل – متحد شماره یک آمریکا – را به خاک و خون بکشاند. این نقطه قوت، موازنه قدرت در خاورمیانه را به نفع محور مقاومت تغییر داده است. چنان‌که در رسانه‌های اسرائیلی اذعان شد، «اقتدار نظامی ایران پس از این جنگ انکارناپذیر است و بازدارندگی اسرائیل خدشه جدی برداشته است».  از سوی دیگر، افکار عمومی جهان نسبت به حقانیت ایران در دفاع از خود اقناع بیشتری یافته است.  موشکباران شتابزده اسرائیل علیه یک کشور دارای حاکمیت، مشروعیت ادعایی تل‌آویو را زیر سؤال برد. سازمان ملل و حتی مدیرکل آژانس اتمی (رافائل گروسی) حملات به سایت‌های هسته‌ای فعال را محکوم کردند و هشدار دادند که «چنین اقدامی می‌تواند عواقب وخیمی برای مردم منطقه و فراتر از آن داشته باشد». در عرصه تبلیغاتی نیز، روایت مظلومیت ایران در برابر تجاوز اسرائیل در بسیاری از کشورها مورد پذیرش قرار گرفت.

در پایان، باید به ابعاد انسانی و راهبردی این رویارویی کم‌سابقه نیز اشاره کرد. مردم ایران در خلال این جنگ دشواری‌های بسیاری را متحمل شدند؛ از دست دادن عزیزان، ویرانی زیرساخت‌ها، اضطراب شبانه زیر صدای انفجار پهباد ها. اما همبستگی ملی و ایمان به آرمان خود، آنان را از پای درنیاورد. صحنه بانوی گوینده خبر – سحر امامی – که پس از بمباران استودیو، با چادر خاک‌آلود دوباره مقابل دوربین ظاهر شد، یکی از لحظات پرافتخار و الهام‌بخش این نبرد بود. چنان‌که این تصویر حتی از شبکه‌های بین‌المللی مانند CNN پخش شد و جهانیان دیدند که ایران هرگز خاموش نخواهد شد. از سوی دیگر، اسرائیل فهمید که بازی با آتش در برابر ایران، بهایی فراتر از حد تصورش دارد.  این نخستین مواجهه مستقیم رژیم صهیونیستی با یک ارتش قدرتمند واقعی بود و به احتمال قوی آخرینش نیز خواهد بود؛ چرا که استمرار آن می‌تواند به نابودی کامل اسرائیل بیانجامد. رهبر معظم انقلاب سال‌ها پیش وعده داده بودند که «اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید» بسیاری آن را صرفاً یک شعار انگاشتند، اما اکنون تحقق آن بیش از همیشه محتمل می‌نماید. در سایه این پیروزی راهبردی، ملت ایران بیش از پیش به مسیر خود مطمئن شده و معتقد است «وعده صادق» الهی نزدیک است. ان‌شاءالله به زودی شاهد آن روزی خواهیم بود که همین بانوی شجاع سحر امامی خبر نابودی کامل رژیم صهیونیستی را در تلویزیون ایران اعلام کند؛ روزی که حقانیت مقاومت و مظلومیت دیرینه ملت‌های منطقه به بار بنشیند و صلحی پایدار بر مبنای عدالت، خاورمیانه را دربرگیرد. این چشم‌اندازی است که پس از وقایع ۱۴۰۴، دیگر یک رؤیا نیست بلکه هدفی دست‌یافتنی و در دسترس به شمار می‌رود.


منابع و مراجع:

  • Reuters – “Iran launches retaliatory attack on Israel with hundreds of drones, missiles”, April 14, 2024
  • Reuters – “Iran’s Khamenei warned Nasrallah of Israeli plot to kill him”, Oct 2, 2024
  • Times of Israel – “Defense minister confirms Israel was behind killing of Hamas leader Haniyeh in Tehran”, Dec 24, 2024
  • Al Jazeera – “How the world is reacting to Israel attacks on Iran nuclear, military sites”, June 13, 2025
  • Euronews (فارسی) – “سالروز عملیات غرورآفرین وعده صادق ۱ / وعده صادق ۳ حتمی است”, 16 ژوئن 2025
  • Euronews (فارسی) – “تمام فرماندهانی که در حمله اسرائیل به ایران کشته شدند”, 13 ژوئن 2025
  • Washington Post – “Israel appears to take aim at Iran’s regime with expanded targets”, June 16, 2025
  • Khamenei.ir – “Religious and political aspects of the ban on building nuclear weapons”, گزیده بیانات رهبر انقلاب (2010–2021)
  • Tabnak – «پیام ویدیویی رهبر انقلاب خطاب به ملت ایران», 13 ژوئن 2025
  • Al Jazeera – “Iran’s response to Israel looms: what are the possible scenarios?”, Aug 6, 2024
  • Global Times – “Conflict between Israel and Iran enters fifth day”, June 17, 2025
  • CBS News – “Iran launches missiles at Israel, and some hit Tel Aviv…”, June 14, 2025