عنوان مقاله : علل مهاجرت نخبگان ایرانی و آسیب‌های سیاسی و اجتماعی آن

عنوان مقاله : علل مهاجرت نخبگان ایرانی و آسیب‌های سیاسی و اجتماعی آن

محمدصادق دانشجو
فروردین 1404

چکیده

فرار نخبگان یا مهاجرت نخبگان ایرانی در دهه‌های اخیر به یکی از معضلات جدی کشور تبدیل شده است. گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد ایران از لحاظ شدت فرار مغزها در جهان در رتبه‌های اول قرار دارد[1]. طبق برآوردها هر سال بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر از نیروهای متخصص و تحصیل‌کرده ایران را ترک می‌کنند[2]. این خروج گسترده نخبگان معادل زیانی عظیم برای کشور است که برخی منابع آن را تا ۵۰ الی ۱۵۰ میلیارد دلار در سال برآورد کرده‌اند[3]. در این مقاله به صورت علمی و مستند به بررسی جامع علل مهاجرت نخبگان ایرانی و آسیب‌های سیاسی و اجتماعی ناشی از آن پرداخته شده است. ابتدا مهم‌ترین عوامل مؤثر بر تصمیم نخبگان به ترک کشور (شامل عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی-فرهنگی و علمی) تجزیه‌وتحلیل می‌گردد. سپس پیامدهای سیاسی این پدیده – از جمله تضعیف سرمایه انسانی حکمرانی و جامعه مدنی – و پیامدهای اجتماعی آن – مانند آثار منفی بر توسعه اقتصادی، علمی و سرمایه‌های اجتماعی – مورد بررسی قرار می‌گیرد. این مطالعه با اتکا بر آمارهای رسمی به‌روز و پژوهش‌های دانشگاهی معتبر (داخلی و خارجی) صورت گرفته و تصویری واقع‌بینانه از ابعاد مختلف فرار مغزها در ایران ارائه می‌دهد. یافته‌ها حاکی از آن است که ترکیبی از مشکلات اقتصادی (نرخ بالای بیکاری متخصصان، رکود و نبود فرصت‌های شغلی مناسب)، محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی (شرایط خاص حاکم بر فضای سیاسی و نابرابری‌های موجود)، و عوامل علمی (کیفیت و ظرفیت نظام آموزش عالی و پژوهش) دست به دست هم داده و به مهاجرت گسترده نخبگان ایرانی دامن زده است. در پایان، پیامدهای این روند برای آینده کشور – از کُندی رشد و نوآوری تا تضعیف توان حکمرانی – جمع‌بندی شده و بر ضرورت چاره‌اندیشی‌های اساسی تأکید می‌شود.


مقدمه

مهاجرت نیروی انسانی متخصص یا آن‌چه به عنوان «فرار مغزها» شناخته می‌شود، یکی از چالش‌های مهم توسعه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه است. در ایران نیز طی دهه‌های گذشته روند فزاینده‌ای از مهاجرت نخبگان دانشگاهی، متخصصان، مخترعان و دانشجویان ممتاز به خارج از کشور مشاهده شده است[4]. این پدیده نگرانی‌های جدی برای آینده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور ایجاد کرده است. بر اساس گزارش صندوق بین‌المللی پول (IMF)، ایران از لحاظ نرخ مهاجرت افراد تحصیل‌کرده در میان کشورهای در حال توسعه در رتبه اول قرار دارد[5]. یک مطالعه IMF در سال ۱۹۹۹ نشان داد حدود ۲۵ درصد از جمعیت دارای تحصیلات عالی ایران در کشورهای عضو OECD اقامت دارند[6] که یکی از بالاترین نرخ‌های مهاجرت نخبگان در جهان به‌شمار می‌رود. همچنین به گفته مقامات رسمی ایران، هر سال ده‌ها هزار نفر از نخبگان علمی و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی کشور را ترک می‌کنند؛ رقمی که حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر در سال برآورد شده است[7] . برای درک ابعاد این مشکل کافی است بدانیم که بر اساس اظهارات وزیر علوم وقت، خروج این سرمایه‌های انسانی معادل زیان سالانه‌ای حدود ۱۵۰ میلیارد دلار برای اقتصاد ایران است[8] . حتی تخمین‌های محتاطانه‌تر نیز از خسارتی بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار در سال (معادل حدود یک‌هشتم تولید ناخالص داخلی کشور) حکایت دارند[9].  بدین ترتیب، فرار مغزها نه‌تنها به معنای از دست رفتن سرمایه‌گذاری هنگفت کشور روی تربیت نیروی متخصص است، بلکه آثار ثانویه متعددی بر روند توسعه ملی بر جای می‌گذارد.

بیان مسئله:  با وجود اهمیت موضوع، همچنان این پرسش باقی است که چه عواملی نخبگان ایرانی را به مهاجرت و ترک وطن سوق می‌دهد و پیامدهای این روند برای کشور چیست. بررسی علمی علل و پیامدهای فرار مغزها می‌تواند به درک عمیق‌تر این پدیده و یافتن راهکارهای موثر برای مهار آن کمک کند. پژوهش‌های مختلفی تاکنون انجام شده که هر کدام به بُعدی از این مسأله پرداخته‌اند؛ برای مثال برخی تحقیقات به تأثیر عوامل سیاسی مانند شرایط خاص حاکم بر فضای سیاسی و نابرابری‌های موجود اشاره کرده‌اند[10] ، در حالی که برخی دیگر عوامل اقتصادی همچون بیکاری و رکود را علت اصلی دانسته‌اند [11]. همچنین نقش عوامل اجتماعی-فرهنگی (مانند محدودیت‌های سبک زندگی، تبعیض‌های جنسیتی و قومیتی) و عوامل علمی-آموزشی (کیفیت و ظرفیت نظام آموزشی و پژوهشی) در مطالعات گوناگون مورد بحث قرار گرفته است[12]. با این حال، مطالعه‌ای جامع که تمامی این ابعاد را یک‌جا بررسی و ترکیب کند، ضرورت دارد تا تصویری کامل از مسئله به دست آید.

سؤالات کلیدی پژوهش:  بر این اساس، مقاله حاضر می‌کوشد به سه سؤال اساسی زیر پاسخ دهد:

  1. علل اصلی مهاجرت نخبگان ایرانی کدام‌اند؟  در این بخش عوامل مختلف (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و علمی) که به عنوان دلایل پشت پرده خروج نخبگان از کشور مطرح هستند، تشریح و تحلیل می‌شوند.
  2. این مهاجرت گسترده چه پیامدها و آسیب‌های سیاسی برای کشور ایران به دنبال دارد؟ در این قسمت تأثیرات فرار مغزها بر ساختار حکمرانی، سیاست داخلی، ثبات سیاسی و نقش‌آفرینی‌های سیاسی نخبگان بررسی خواهد شد.
  3. مهاجرت نخبگان چه پیامدها و آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی برای جامعه ایران در بر دارد؟ این بخش اثرات این پدیده بر توسعه اقتصادی، نوآوری علمی، سرمایه اجتماعی، نظام آموزشی، و سایر ابعاد اجتماعی کشور را ارزیابی می‌کند.

این مقاله با تکیه بر داده‌های آماری و مطالعات معتبر، تلاش می‌کند تصویری چندوجهی و مستند از پدیده مهاجرت نخبگان در ایران ارائه دهد. از آنجا که هدف، ارائه تحلیلی جامع و مستند است، در سراسر مقاله از منابع رسمی بین‌المللی (مانند گزارش‌های IMF، بانک جهانی، یونسکو)  و پژوهش‌های دانشگاهی داخلی و خارجی استفاده شده و تمامی اطلاعات با ارجاع دقیق به منابع ذکر می‌گردد. امید است این مطالعه بتواند تصویری روشن از چگونگی و چرایی شکل‌گیری موج‌های پیاپی مهاجرت نخبگان در ایران و اثرات چندوجهی آن بر جای بگذارد.


پیشینه تحقیق

پدیده مهاجرت نخبگان و فرار مغزها، به ویژه در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، در چند دهه اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است. مطالعات مختلفی در این زمینه صورت گرفته که به طور کلی در چند دسته اصلی قابل تقسیم‌بندی هستند:

مطالعات خارجی

در سطح بین‌المللی، مهاجرت نخبگان عمدتاً با عنوان «فرار مغزها» (Brain Drain) مورد مطالعه قرار گرفته است. کارینگتون و دتراجیچ (Carrington & Detragiache, 1999) در مطالعه‌ای که توسط صندوق بین‌المللی پول (IMF) منتشر شده است، شدت مهاجرت نخبگان در کشورهای مختلف از جمله ایران را بررسی کرده‌اند. این پژوهش نشان می‌دهد که ایران در میان کشورهای در حال توسعه، یکی از بالاترین نرخ‌های خروج نیروهای متخصص را دارد، به گونه‌ای که حدود ۲۵ درصد افراد دارای تحصیلات عالی ایران در کشورهای عضو OECD اقامت دارند.

همچنین، ریازانتسف و همکاران (Ryazantsev et al., 2020) در تحقیقی علمی عوامل فرار مغزها از ایران را بررسی کرده‌اند و نتیجه‌گیری کرده‌اند که عوامل اقتصادی نظیر نرخ بالای بیکاری، تورم و رکود اقتصادی، در کنار محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی از مهم‌ترین عوامل مهاجرت نخبگان ایرانی است. پژوهش آنها همچنین بر تأثیر رویدادهای سیاسی داخلی ایران بر افزایش یا کاهش نرخ مهاجرت تأکید دارد.

پروژه تحقیقاتی ایران ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد (Azadi et al., 2020) نیز روند مهاجرت نخبگان ایرانی طی چهار دهه اخیر را تحلیل کرده و نشان داده است که در حال حاضر حدود ۱۱۰ هزار نفر از نیروهای پژوهشی و هیئت علمی ایرانی در خارج از کشور فعالیت دارند که بیانگر شدت بالای پدیده مهاجرت در ایران است.

مطالعات داخلی

در داخل ایران نیز مطالعات متعددی درباره مهاجرت نخبگان صورت گرفته است. به عنوان مثال، پژوهش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و بنیاد ملی نخبگان (۱۳۹۶) ضمن تأیید گستردگی مهاجرت نخبگان، آن را به دلایلی چون نبود فرصت‌های شغلی مناسب، ضعف زیرساخت‌های پژوهشی و سیاست‌های ناکارآمد اقتصادی نسبت داده است. همچنین در گزارشی که توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شده است (۱۳۹۸)، مهاجرت نخبگان دانشگاهی به‌ویژه دانشجویان و استادان ممتاز به کشورهای توسعه‌یافته و پیامدهای آن بر توسعه علمی کشور مورد بررسی قرار گرفته و تأکید شده است که برای مهار این پدیده باید بهبود وضعیت اقتصادی و رفع محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی در دستور کار قرار گیرد.

خلأ پژوهشی

بررسی مطالعات صورت گرفته نشان می‌دهد که اگرچه تحقیقات متعددی به صورت پراکنده به بررسی علل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مهاجرت نخبگان ایرانی پرداخته‌اند، اما تاکنون کمتر پژوهشی به صورت جامع و یکپارچه کلیه این ابعاد را مورد تحلیل قرار داده و ارتباط متقابل میان عوامل مختلف را بررسی کرده است. همچنین بررسی همزمان پیامدهای سیاسی و اجتماعی مهاجرت نخبگان در کنار علل آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین پژوهش حاضر تلاش دارد تا این خلأ پژوهشی را با ارائه تصویری جامع و منسجم از علل و پیامدهای مهاجرت نخبگان ایرانی پر کند.


روش‌شناسی تحقیق

پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با تکیه بر تحلیل نظری و اسنادی طراحی شده و هدف آن واکاوی علل مهاجرت نخبگان ایرانی و تبیین پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن در بستر ساختاری جمهوری اسلامی ایران است. این تحقیق از نوع بنیادی-کاربردی است؛ بدین معنا که ضمن تلاش برای تولید دانش تحلیلی در حوزه مطالعات مهاجرت نخبگان، یافته‌های آن قابلیت بهره‌برداری در سطوح سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کلان را نیز داراست.

  1. چارچوب مفهومی و روش تحلیل

رویکرد اصلی پژوهش، تحلیل کیفی محتوا مبتنی بر منابع مکتوب و داده‌های ثانویه است. روش تحقیق بر پایه مطالعه اسنادی، تفسیر گفتمان‌های تخصصی، و ترکیب داده‌های آماری رسمی و تحلیل‌های نظری شکل گرفته است. تحلیل‌ها بر اساس منطق قیاسی-استنتاجی و با بهره‌گیری از تلفیقی از رهیافت‌های نظری در مطالعات توسعه، مهاجرت نخبگان، سرمایه انسانی و گفتمان‌شناسی سیاسی انجام شده است. تمرکز بر روابط علّی میان متغیرهای غیرکمی و تفسیر زمینه‌مند داده‌ها از ویژگی‌های اصلی این پژوهش است.

  • داده‌ها و منابع

داده‌های مورد استفاده در این تحقیق ماهیت ثانویه داشته و از منابع زیر استخراج شده‌اند:

  • منابع نظری و بین‌المللی: برای تبیین مفاهیم کلیدی و چارچوب‌های تحلیلی، به آثار نظریه‌پردازان حوزه مهاجرت نخبگان، توسعه انسانی، و دیاسپورا (نظیر Carrington & Detragiache، Azadi et al.، Ryazantsev et al.) و گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی مانند IMF، بانک جهانی، UNDP، و OECD استناد شده است.
  • مطالعات دانشگاهی و منابع داخلی: تحلیل‌ها بر پایه مقالات منتشرشده در نشریات علمی-پژوهشی کشور، گزارش‌های رسمی نهادهایی چون بنیاد ملی نخبگان، وزارت علوم، و مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی صورت گرفته است.
  • داده‌های آماری و گزارش‌های رسمی: اطلاعات کمی و کیفی استخراج‌شده از گزارش‌های بانک جهانی، پروژه ایران ۲۰۴۰، مرکز آمار ایران، و داده‌های رسمی درباره نرخ مهاجرت، بیکاری، ظرفیت‌های آموزشی و شاخص‌های سرمایه انسانی مبنای ارزیابی تجربی قرار گرفته‌اند.
  • تحلیل گفتمان‌های رسانه‌ای و عمومی: در کنار منابع رسمی، اظهارات مقام‌های دولتی، روایت‌های نخبگان مهاجر، و بازنمایی‌های رسانه‌ای از پدیده مهاجرت، جهت تحلیل لایه‌های گفتمانی و اجتماعی مسئله نیز مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
  • دامنه زمانی و قلمرو مکانی

دامنه زمانی پژوهش عمدتاً دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۸ تا ۱۴۰۲) را شامل می‌شود؛ با این حال، در موارد ضروری، ارجاعات تاریخی برای ردیابی روندهای مهاجرتی از دوره پیشاانقلابی نیز گنجانده شده است. حوزه تمرکز جغرافیایی تحقیق در سطح ملی (ایران) تعریف شده، اما تحلیل تطبیقی با سایر کشورها به‌ویژه مقصدهای مهاجرت نخبگان ایرانی نیز در متن تحلیل لحاظ شده است.

  •  محدودیت‌ها

این پژوهش، با توجه به ماهیت کیفی و اسنادی خود، فاقد داده‌های میدانی و مصاحبه‌های مستقیم با نخبگان مهاجر است. همچنین، در برخی حوزه‌ها مانند نرخ بازگشت نخبگان یا تأثیرات بلندمدت مهاجرت، داده‌های جامع و به‌روز به‌سختی در دسترس بوده است. با این وجود، تلاش شده با بهره‌گیری از منابع چندسطحی، ترکیب داده‌های داخلی و بین‌المللی، و تحلیل نظری دقیق، تصویری منسجم و مستند از پدیده مهاجرت نخبگان ایرانی ارائه شود.


علل مهاجرت نخبگان ایرانی

پدیده مهاجرت نخبگان در ایران معلول مجموعه‌ای از عوامل درهم‌تنیده است. مطالعات مختلف، دلایل گوناگونی را برای این امر برشمرده‌اند؛ اما در یک جمع‌بندی کلی می‌توان عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی، عوامل اجتماعی-فرهنگی، و عوامل علمی-آموزشی را چهار دسته‌ی اصلی در شکل‌گیری فرار مغزها دانست[13] . در ادامه، هر یک از این محورهای علّی به تفصیل بررسی می‌شوند.

  1.  عوامل اقتصادی (فشارهای اقتصادی و فقدان فرصت‌ها)

یکی از مهم‌ترین دلایل مهاجرت نیروهای متخصص، وضعیت نامناسب اقتصادی و چشم‌انداز تیره آینده شغلی در کشور است. نرخ بیکاری بالا به‌ویژه در میان قشر تحصیل‌کرده و جوان، بسیاری را ناامید کرده و به جستجوی فرصت‌های شغلی در خارج ترغیب می‌کند[14] . بر اساس آمارهای رسمی بانک جهانی، نرخ بیکاری جوانان (۱۵ تا ۲۴ سال) در ایران حدود ۲۶٪ در سال ۲۰۱۶ بوده است[15]. که در میان بالاترین ارقام منطقه قرار دارد. نکته نگران‌کننده‌تر اینکه تقریباً نیمی از بیکاران جوان دارای تحصیلات دانشگاهی هستند[16] . به بیان دیگر، نظام آموزش عالی ایران سالانه صدها هزار فارغ‌التحصیل تحویل می‌دهد که بازار کار توان جذب بخش بزرگی از آنان را ندارد. طبق یک گزارش، سالانه حدود ۳۰۰ هزار دانش‌آموخته جدید وارد بازار کار می‌شوند، در حالی که مجموع فرصت‌های شغلی ایجادشده بسیار کمتر از این تعداد است و تنها حدود ۲۰٪ از فارغ‌التحصیلان شغل پیدا می‌کنند [17]. این عدم تناسب بین عرضه و تقاضای نیروی کار متخصص، باعث سرخوردگی بسیاری از جوانان تحصیل‌کرده شده است. یک اقتصاددان با تجربه حضور در دانشگاه‌های ایران اشاره می‌کند که «بسیاری از دانشجویان ممتاز من هیچ برنامه یا امیدی برای آینده شغلی خود در ایران ندارند. »[18] وقتی فارغ‌التحصیل نخبه حتی از دانشگاه برتر کشور، به سختی می‌تواند شغلی متناسب با تخصصش بیابد یا باید با دستمزد ناچیز کنار بیاید، طبیعی است که به فکر مهاجرت می‌افتد. به گفته یکی از مهندسان جوان که ایران را به مقصد کانادا ترک کرده است، در ایران حتی یک شغل مهندسی “با حقوق نسبتاً خوب” (حدود ۵۰۰ هزار تومان در ماه، معادل ۶۰۰ دلار در سال‌های اوایل دهه ۱۳۸۰) کفاف یک زندگی آبرومند را نمی‌دهد [19]. بنابراین انگیزه اقتصادی قدرتمندی برای خروج ایجاد می‌شود؛ چرا که در کشورهای مقصد، هم حقوق و مزایای بسیار بالاتری انتظار افراد متخصص را می‌کشد و هم ثبات اقتصادی بیشتری حاکم است.

عامل اقتصادی مهم دیگر، تورم و کاهش ارزش پول ملی است که قدرت خرید و پس‌انداز نخبگان را به شدت کاهش داده است. طی سال‌های گذشته نرخ تورم دو رقمی و افت مستمر ارزش ریال، سبب شده بسیاری از متخصصان حتی با داشتن شغل در ایران نتوانند آینده مالی مطمئنی برای خود متصور شوند. در مقابل، مهاجرت به کشورهایی با اقتصاد باثبات‌تر، امکان زندگی با رفاه بیشتر و پس‌انداز را فراهم می‌کند. علاوه بر این، رکود اقتصادی و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های بین‌المللی نیز به کاهش فرصت‌های کسب‌وکار در داخل انجامیده است. شرکت‌های دانش‌بنیان و صنایع پیشرفته که می‌توانستند بخشی از نخبگان را جذب کنند، تحت تأثیر شرایط نامساعد کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری، دچار مشکل شده‌اند. یک پژوهش نشان می‌دهد که عواملی مانند ضعف در نظام شایسته‌سالاری، رانت‌محوری در تخصیص منابع، پیچیدگی‌های اداری و مداخلات گسترده دولت در اقتصاد، نقش مؤثری در تشدید مهاجرت نخبگان و خروج سرمایه‌های انسانی از کشور دارند.[20] در فضای کسب‌وکاری که نوآوری و کارآفرینی به دلیل انحصارات و روابط غیررقابتی سرکوب می‌شود، نخبگان حوزه فناوری و کسب‌وکار ترجیح می‌دهند استعدادهای خود را در محیط‌های بهتری به کار گیرند. به طور خلاصه، عوامل اقتصادی – شامل بیکاری و کمبود شغل شایسته، دستمزد ناکافی نسبت به هزینه‌ها، تورم و بی‌ثباتی اقتصادی، فساد و موانع کسب‌وکار – همگی به عنوان نیروی دافعه قدرتمندی ، نخبگان را به خروج از کشور سوق می‌دهند[21].

  •  عوامل سیاسی (محدودیت‌های سیاسی و اثرات آن بر نخبگان)

جو سیاسی و حاکمیتی یک کشور نقش تعیین‌کننده‌ای در نگهداشت نخبگان یا فرار آنان دارد. در ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷، دوره‌های مختلفی از ثبات و بحران سیاسی تجربه شده که هر یک بر مهاجرت نخبگان تأثیر گذاشته است[22]. به طور کلی، محدودیت‌های سیاسی و کاهش ظرفیت‌های تعامل آزاد در جامعه از عوامل عمده نارضایتی قشر تحصیل‌کرده بوده‌اند. بسیاری از نخبگان، به‌ویژه دانشگاهیان، روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی و سیاسی، محدودیت‌های سیاسی و کاهش ظرفیت‌های تعامل آزاد در جامعه را برنمی‌تابند و برای دستیابی به آزادی‌های فردی و آکادمیک راه مهاجرت را در پیش می‌گیرند[23] . یک دانشجوی دکترای ایرانی در دانشگاه هاروارد، به صراحت دلایل خود برای ترک ایران را این‌گونه بیان می‌کند: «پس از پایان دوره کارشناسی، انجام پژوهش‌های پیشرفته و یافتن شغل مناسب بسیار دشوار بود… خیلی از دوستانم به خاطر مقالات انتقادی یا حضور در تجمعات دانشجویی از رسیدن به شغل مورد نظر خود محروم شدند.»[24] این اظهارات نشان می‌دهد چگونه ترکیب نبود شایسته‌سالاری، برخی سخت‌گیرانی های قانونی و نااطمینانی نسبت به آینده می‌تواند جوانان نخبه را دلزده کرده و به مهاجرت ترغیب کند.

از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی، برخی تصمیمات سیاسی خود عامل تشدید فرار مغزها بوده است. به عنوان نمونه، در اوایل دهه ۱۳۶۰ انقلاب فرهنگی و پاکسازی دانشگاه‌ها از اساتید و دانشجویان دگراندیش، بسیاری از نخبگان علمی را وادار به ترک کشور کرد[25] . در آن دوران، جنگ هشت‌ساله ایران و عراق نیز فضای ناامنی ایجاد کرده بود که موج بزرگی از مهاجرت نخبگان (موسوم به موج دوم) را رقم زد[26]. برخی تبعیض‌ها و محدودیت در برخورداری برابر از فرصت‌ها – به‌ویژه برای گروه‌هایی با باورها یا دیدگاه‌های متفاوت – نیز در افزایش تمایل به مهاجرت در میان بخشی از دانشگاهیان و متخصصان نقش داشته است[27]. در دهه‌های بعد نیز هر زمان فضای سیاسی داخلی بسته‌تر شده ، شاهد اوج‌گیری موج جدیدی از مهاجرت بوده‌ایم. برای مثال، پس از رخدادهای پرتنش سیاسی (نظیر اعتراضات پس از انتخابات سال 1388)، موج تازه‌ای از خروج نخبگان شکل گرفت[28] .  تازه‌ترین نمونه، مهاجرت فزاینده پس از اعتراضات ۱۴۰۱ است که گزارش‌ها حاکی از افزایش تقاضا برای مهاجرت در پی ناامیدی سیاسی و احساس سرخوردگی پس از این وقایع بوده است[29]. رفتار های تنش آمیز گروه های تندرو داخلی ، نیز خود عاملی است که بسیاری از تحصیل‌کردگان را نسبت به آینده سیاسی کشور بدبین کرده و به خروج ترغیب نموده است[30].

عامل سیاسی مهم دیگر، عدم شایسته‌سالاری و گسترش رانت و روابط در ساختار برخی دولت ها است. هنگامی که نخبگان احساس کنند معیار پیشرفت شغلی در بخش‌های دولتی و حتی خصوصی، رابطه و نزدیکی به برخی اشخاص است نه شایستگی و تخصص، انگیزه خود را برای ماندن از دست می‌دهند[31]. نپوتیسم (خویشاوندسالاری) و حضور گسترده آقازاده‌ها و افراد نزدیک به قدرت در مناصب علمی و مدیریتی، فضای رقابتی سالم را از بین می‌برد[32] . ترکیب چنین عواملی سبب می‌شود نخبگان کشور انگیزه خود را از دست بدهند ، آینده روشنی در میهن خود نبینند و گزینه مهاجرت را برای تحقق آرزوهای علمی و شخصی برگزینند [33]. به طور خلاصه، عوامل سیاسی به عنوان دلایل عمده فرار مغزها در ایران شناسایی شده‌اند و مطالعات متعدد همبستگی معناداری بین این عوامل و شدت مهاجرت نخبگان یافته‌اند.[34]

  •  عوامل اجتماعی و فرهنگی (کیفیت زندگی و ارزش‌های اجتماعی)

فراتر از سیاست و اقتصاد، شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه نیز در تصمیم نخبگان به ماندن یا رفتن دخیل است. بسیاری از مهاجران نخبه اظهار می‌کنند که برای دستیابی به کیفیت بالاتری از زندگی اجتماعی و رضایت فردی، ترک وطن را انتخاب کرده‌اند[35] . محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی حاکم بر – به‌ویژه در حوزه سبک زندگی، فعالیت‌های جمعی و تعاملات اجتماعی – زمینه‌ساز نارضایتی در بخشی از قشر جوان و تحصیل‌کرده شده است. این مسئله در قالب مصادیقی مانند محدودیت در دسترسی به رسانه‌ها و فضای مجازی[36] ، فکیک جنسیتی در برخی محیط‌های آموزشی و عمومی و همچنین محدودیت در برخی فعالیت‌های دانشجویی و فرهنگی اشاره کرد. برخی اعضای جامعه علمی نیز به چالش‌هایی نظیر دشواری دسترسی به اطلاعات روزآمد، کندی اینترنت، و محدود بودن دسترسی به منابع علمی بین‌المللی اشاره داشته‌اند که می‌تواند روند فعالیت‌های پژوهشی را با مشکل مواجه سازد.[37] همچنین به دلیل تحریم‌ها، دانشجویان و اساتید ایرانی در بسیاری از موارد امکان حضور در همایش‌های معتبر بین‌المللی یا همکاری علمی گسترده را ندارند[38]. مجموع این عوامل باعث احساس انزوا و عقب‌ماندگی علمی-فرهنگی در میان نخبگان می‌شود. در مقابل، زندگی در کشورهای توسعه‌یافته با آزادی‌های اجتماعی بیشتر (در سبک زندگی، ارتباطات و غیره) و امکانات فرهنگی گسترده‌تر (از دسترسی به هنر و موسیقی تا استفاده از فناوری‌های روز بدون محدودیت) برای جوانان نخبه بسیار جذاب است.

از منظر ارزش‌های اجتماعی نیز شکافی بین انتظارات نسل جدید نخبگان و واقعیت‌های جامعه وجود دارد. برای نمونه، احساس نابرابری جنسیتی در دسترسی به فرصت‌های شغلی و علمی یکی از مسائل اجتماعی است که بر تصمیم به مهاجرت تأثیر دارد. بسیاری از نخبگان زن ایرانی به دلیل احساس تبعیض و کم‌بودن فرصت‌های برابر در پیشرفت شغلی و علمی، مهاجرت را راهی برای دستیابی به حقوق و موقعیت شایسته خود می‌بینند[39] . این نارضایتی اجتماعی در کنار سایر اشکال تبعیض (قومیتی، مذهبی، طبقاتی) نقش مهمی در دافعه نخبگان دارد.  بی‌عدالتی اجتماعی و شکاف طبقاتی نیز قابل ذکر است؛ هنگامی که جوان نخبه می‌بیند پاداش تلاش علمی او در مقایسه با پاداش یک ورزشکار یا سلبریتی بسیار ناچیز است، احساس بی‌ارزشی می‌کند.[40]   وزیر علوم اسبق (رضا فرجی‌دانا) نیز به تبعیض در پاداش‌دهی به نخبگان علمی در قیاس با قهرمانان ورزشی انتقاد کرده و آن را عاملی می‌داند که از چشم تیزبین نخبگان پنهان نمی‌ماند.[41] چنین تصوری از عدم قدردانی اجتماعی، موجب می‌شود نخبه علمی احترام و ارزش خود را در مهاجرت و فعالیت در جوامع دیگر بجوید.

همچنین نگرش عمومی جامعه به موفقیت و آینده دستخوش تغییر شده است. به دلیل سال‌ها مشکلات ساختاری، نوعی باور در میان قشر قابل توجهی از جوانان به‌وجود آمده که «برای پیشرفت واقعی باید از ایران رفت.» این فرهنگ مهاجرت حتی بر کسانی که شاید شخصاً هنوز تصمیم به رفتن ندارند هم اثر می‌گذارد و نوعی اپیدمی میل به مهاجرت در میان دانشجویان و فارغ‌التحصیلان شکل داده است. وقتی مهاجرت به عنوان یک هنجار یا راه موفقیت مطرح شود، باقی ماندن و تلاش در داخل کم‌ ارزش یا بی‌ثمر تلقی خواهد شد. بنابراین عوامل اجتماعی-فرهنگی نظیر آزادی‌های فردی، سبک زندگی، رفع تبعیض و منزلت اجتماعی، همگی در موازنه ماندن/ رفتن برای نخبگان نقش دارند و در شرایط فعلی ایران، کفه ترازوی بسیاری از این مولفه‌ها به سمت خارج از کشور سنگینی می‌کند.

  •  عوامل علمی و آموزشی (نظام آموزش عالی و فرصت‌های پژوهشی)

ویژگی‌های نظام آموزشی و پژوهشی کشور نیز تأثیری قابل توجه بر تصمیم نخبگان به مهاجرت دارد. ایران اگرچه در آموزش پایه و دانشگاهی طی دهه‌های اخیر پیشرفت‌های کمّی چشمگیری داشته و سالانه تعداد زیادی فارغ‌التحصیل و متخصص تربیت می‌کند [42]، اما در نگهداشت و بهره‌گیری از این سرمایه‌های علمی با چالش مواجه است. یکی از دلایل مهم، کمبود ظرفیت‌های پژوهشی و امکانات علمی پیشرفته برای نخبگان در داخل کشور است. بسیاری از دانش‌آموختگان ممتاز پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در ایران احساس می‌کنند امکان ادامه تحقیقات در تراز جهانی یا اشتغال در بخش‌های R&D و فناوری‌های نوین برایشان مهیا نیست[43] . دانشگاه‌های ایران غالباً در آموزش تئوریک قوی عمل می‌کنند اما ارتباط صنعت و دانشگاه و به‌کارگیری عملی نخبگان در پروژه‌های ملی ضعیف است. زیرساخت‌های پژوهشی (آزمایشگاه‌ها، بودجه تحقیقاتی، دسترسی به مجلات و پایگاه‌های داده) نیز با استانداردهای جهانی فاصله دارد. چنان‌که در شهادت یکی از نخبگان مهاجر آمده : «انجام علوم پیشرفته و تحقیقات cutting-edge در ایران پس از دوره لیسانس بسیار سخت است. شما می‌توانید تا آن مقطع آموزش عالی خوبی ببینید، اما بعد از آن… فرصت‌های پژوهشی و شغلی بسیار کمیاب است.»[44] این در حالی است که فارغ‌التحصیلان برتر ایرانی به‌راحتی توسط بهترین دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی جهان پذیرفته می‌شوند[45] . نتیجه آنکه کشور ما به نوعی تبدیل به مرکز تربیت نیروی متخصص برای کشورهای توسعه‌یافته شده است ؛ دانشگاه‌های ایران نخبه پرورش می‌دهند و کشورهای دیگر از ثمره آنان بهره‌مند می‌شوند. [46]

یکی دیگر از جنبه‌های این مسأله، ظرفیت محدود آموزش عالی دولتی و رقابت شدید برای ادامه تحصیل است. هرچند تعداد دانشگاه‌ها در ایران رشد یافته، اما ورود به دانشگاه‌های برتر (به‌ویژه در رشته‌های پرطرفدار) بسیار دشوار است و سالانه خیل عظیمی از داوطلبان پشت سد کنکور می‌مانند. [47] حتی پذیرفته‌شدگان نیز گاهی برای مقاطع تحصیلات تکمیلی با کمبود ظرفیت مواجه می‌شوند. بنابراین برخی جوانان مستعد که امکان یا تمایل راهیابی به دانشگاه‌های برتر کشور را ندارند، تحصیل در خارج را ترجیح می‌دهند. به ویژه در یک دهه اخیر شاهد افزایش چشمگیر شمار دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های خارج بوده‌ایم. [48] طبق داده‌های پروژه ایران ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد، تاکنون حدود ۷۰۰ هزار ایرانی در دانشگاه‌های خارجی تحصیل کرده‌اند و در حال حاضر رکورد تاریخی ۱۳۰ هزار دانشجوی ایرانی در حال تحصیل در خارج ثبت شده است [49]. این روند نشان می‌دهد «مهاجرت تحصیلی» به مسیری مهم برای خروج نخبگان بدل گشته است. بخشی از این دانشجویان پس از اتمام تحصیل بازنمی‌گردند و جذب بازار کار همان کشورها یا دیگر کشورهای پیشرفته می‌شوند، به‌ویژه که نرخ بازگشت فارغ‌التحصیلان ایرانی از خارج به شدت افت کرده و از بیش از ۹۰٪ در اواخر دهه ۱۳۵۰ به کمتر از ۱۰٪ در سال‌های اخیر رسیده است .[50] این آمار بسیار نگران‌کننده به معنای آن است که اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان اعزامی یا مهاجر، دیگر به ایران بازنمی‌گردند و توان علمی خود را در خدمت کشورهای محل مهاجرت قرار می‌دهند.

از سوی دیگر، ارتباطات علمی بین‌المللی محدود و منزوی شدن علمی کشور (تا حدودی به دلیل تحریم‌ها و تا حدودی سیاست‌های داخلی) نیز انگیزه مهاجرت را تقویت می‌کند. وقتی استاد یا دانشجوی نخبه ایرانی امکان مشارکت آزاد در پروژه‌های علمی بین‌المللی یا دسترسی به فناوری‌های نوین را نداشته باشد، برای رشد حرفه‌ای خود ناچار است مهاجرت را در نظر بگیرد. مواردی گزارش شده که اساتید برجسته به علت نبود امکانات لازم برای تحقیقات پیشرفته یا عدم همکاری‌های جهانی، دانشگاه‌های داخل را ترک و در مراکز علمی خارج مشغول شده‌اند. حتی در بخش پزشکی و درمان نیز مهاجرت پزشکان و کادر درمان ماهر در سال‌های اخیر شدت یافته که بخشی از آن به علت کمبود امکانات و بودجه پژوهشی، و بخشی نیز به دلیل فشارهای کاری و درآمد پایین در نظام سلامت است. برای مثال، گفته می‌شود از بین جمعیت ایرانیان مهاجر در آمریکا (حدود ۴۲۰ هزار نفر)، نزدیک به ۲۵۰ هزار نفر را پزشکان و مهندسان تشکیل می‌دهند[51] ، که نشان می‌دهد قشر قابل توجهی از متخصصان فنی و علمی کشور جذب بازار آمریکا شده‌اند.

جمع‌بندی این بخش آنکه عوامل علمی و آموزشی – اعم از کاستی‌های نظام آموزش عالی در تأمین آینده شغلی نخبگان، کمبود امکانات پژوهشی و ارتباطات بین‌المللی، رقابت شدید کنکور و تحصیل خارج از کشور – همگی در کنار عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی یادشده، دست به دست هم داده و موجبات مهاجرت گسترده نخبگان ایرانی را فراهم کرده‌اند. یافته‌های یک پژوهش جامع تأیید می‌کند که ترکیب «سوء‌حکمرانی چندده‌ساله، سرکوب سیاسی، نقض حقوق بشر، چشم‌انداز تیره اقتصادی و برخی عوامل جمعیتی-اجتماعی» محیطی را پدید آورده که در آن ترک وطن برای قشر نخبه به گزینه‌ای عقلانی بدل می‌شود[52] .

پیامدها و آسیب‌های سیاسی مهاجرت نخبگان

مهاجرت گسترده نخبگان، تبعات عمیقی بر عرصه سیاسی و حکمرانی کشور برجای می‌گذارد. این پیامدها به شکلی پیچیده بروز می‌کنند و می‌توانند ثبات، کیفیت حکمرانی و کارکرد نهادهای سیاسی را در بلندمدت تحت تاثیر قرار دهند. در این بخش به مهم‌ترین آسیب‌های سیاسی ناشی از مهاجرت نخبگان در ایران می‌پردازیم.

  1. تضعیف سرمایه انسانی حکمرانی و ظرفیت دولت

نخستین تاثیر ملموس فرار مغزها بر عرصه سیاسی، کاهش سرمایه انسانی در بدنه دولت و حکمرانی است. نخبگان علمی و متخصصان، نه‌تنها در دانشگاه‌ها و بخش خصوصی، بلکه در نهادهای دولتی نیز نقشی کلیدی در سیاست‌گذاری و اداره کشور دارند. خروج مستمر بهترین و درخشان‌ترین نیروهای دانشگاهی، مدیران جوان کاردان، پزشکان برجسته، مهندسان کارآزموده و … به معنای تضعیف ظرفیت کارشناسی و مدیریتی کشور است. در نتیجه، دولت برای طراحی و اجرای سیاست‌های کارآمد با کمبود نیروی ماهر مواجه می‌شود و این می‌تواند کارآمدی حکمرانی را کاهش دهد. برای مثال، اگر صدها نفر از فارغ‌التحصیلان ممتاز رشته‌های مدیریت، اقتصاد و فناوری اطلاعات هر سال مهاجرت کنند، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی از حضور این مغزهای متفکر محروم می‌مانند و ممکن است جای خالی آنان با نیروهایی کم‌تجربه‌تر یا کم‌صلاحیت‌تر پُر شود. بنا به گزارش‌ها، یک‌سوم از کل نیروهای پژوهشی ایران در خارج از کشور به سر می‌برند [53]. بر اساس برآورد پروژه ایرانیان ۲۰۴۰ در استنفورد، حدود ۱۱۰ هزار پژوهشگر و عضو هیئت علمی ایرانی در دانشگاه‌ها و موسسات تحقیقاتی خارج از ایران مشغولند که معادل تقریباً ۳۳٪ کل سرمایه انسانی پژوهشی کشور است[54]. روشن است که این حجم عظیم از توان علمی که می‌توانست در خدمت ارتقای نظام حکمرانی و حل مسائل کشور باشد، اکنون در جایی خارج از مرزها به کار گرفته شده و خلا آن در داخل احساس می‌شود.

یکی از پیامدهای این وضعیت، افت کیفیت سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری در کشور است. نبود تعداد کافی از اقتصاددانان نخبه، جامعه‌شناسان برجسته، متخصصان محیط‌زیست، مهندسان فناوری‌های نوین و سایر خبرگان در فرایندهای تصمیم‌سازی، سبب می‌شود تصمیمات کلان کمتر مبتنی بر دانش روز و تحلیل علمی باشد. در نتیجه احتمال خطای راهبردی افزایش می‌یابد. همچنین ظرفیت نوآوری در بخش عمومی افت می‌کند؛ وزارتی که متخصص IT  ماهر ندارد چگونه می‌تواند دولت الکترونیک موثری پیاده کند؟ یا دولتی که مشاورین اقتصادی زبده را از دست داده، چگونه از بحران‌های پیچیده مالی سر بلند کند؟ به این ترتیب، فرار مغزها به طور غیرمستقیم کارآمدی حکومت را تهدید می‌کند و می‌تواند به افزایش نارضایتی عمومی از عملکرد دولت منجر شود، چرا که خروجی سیاست‌ها ضعیف‌تر خواهد شد. برخی تحلیل‌گران معتقدند استمرار این روند در بلندمدت به نوعی سیکل معیوب می‌انجامد: مهاجرت نخبگان، کیفیت حکومت را کاهش می‌دهد و حکومت ضعیف، نارضایتی را تشدید کرده، نخبگان بیشتری را دلسرد به مهاجرت می‌کند.

  • کاهش نخبگان منتقد و تضعیف جامعه مدنی

پیامد سیاسی مهم دیگر، تضعیف فضای انتقاد سازنده و جامعه مدنی پویا در داخل کشور است. بخش قابل توجهی از نخبگان مهاجر، همان کسانی هستند که می‌توانستند در داخل نقش منتقدان دلسوز و اصلاح‌گران را ایفا کنند. این افراد اگر در کشور می‌ماندند ممکن بود به اساتید روشنگر دانشگاه، روزنامه‌نگاران تیزبین، وکیل‌های مدافع حقوق مردم، پزشکان خیراندیش، کارآفرینان تحول‌آفرین یا فعالان مدنی تاثیرگذار بدل شوند. خروج آنان یک خلأ در جامعه مدنی و حلقه روشنفکری به وجود می‌آورد که به نفع پویایی سیاسی نیست. به تعبیری، نظام سیاسی با خروج مخالفان یا منتقدان بالقوه خود شاید در کوتاه‌مدت احساس امنیت کند، اما در بلندمدت از حضور اندیشه‌های نو و فشار مثبت افکار عمومی محروم می‌شود. این امر می‌تواند روند اصلاحات درونی را کند یا متوقف سازد. در تاریخ معاصر ایران نیز دیده‌ایم که مهاجرت گسترده نخبگان پس از انقلاب، کشور را تا مدتی از وجود بسیاری از روشنفکران و متخصصان منتقد خالی کرد. هرچند برخی مخالفان در تبعید به فعالیت ادامه دادند، اما اثرگذاری آنان در متن جامعه داخل کمرنگ‌تر شد. اپوزیسیون خارج‌نشین معمولاً ارتباط ضعیف‌تری با توده مردم داخل دارد و نمی‌تواند به اندازه حضور یک روشنفکر یا دانشگاهی منتقد در داخل، در آگاهی‌بخشی و اصلاح‌گری موثر باشد. در واقع، بسیاری از نخبگان منتقد اگر در کشور باقی بمانند، لزوماً به جریان‌های مخالف تندرو بدل نمی‌شوند؛ بلکه می‌توانند با حضور فعال و طرح دیدگاه‌های خود در فضای فکری و اجتماعی کشور، نقش واسطه‌ای در جهت‌دهی مسالمت‌آمیز نارضایتی‌ها ایفا کرده و مطالبات موجود را به مسیر اصلاحات تدریجی و درون‌ساختاری سوق دهند.

در غیاب نخبگان مستقل و منتقد در داخل ، روند تصمیم‌گیری و تخصیص موقعیت‌های حرفه‌ای بیش از پیش تحت‌تأثیر سازوکارهایی قرار می‌گیرد که الزاماً بر پایه شایستگی و رقابت شکل نگرفته‌اند. در چنین شرایطی، فرصت اثرگذاری به افرادی واگذار می‌شود که نه بر اساس تخصص و تجربه، بلکه از طریق روابط غیرتخصصی یا بهره‌مندی از حمایت‌های نهادی به موقعیت رسیده‌اند. این وضعیت، به تضعیف سازوکارهای شایسته‌گزینی و کاهش ظرفیت نوآوری و کارآمدی در بخش‌های مختلف کشور منجر می‌شود.در حوزه‌هایی مانند آموزش عالی، خروج استادان مرجع و متخصص می‌تواند یک خلاء ایجاد کند که به‌تدریج توسط نیروهایی با صلاحیت‌های پایین‌تر اشغال می شود؛ امری که در نهایت بر کیفیت آموزش و تربیت نیروی انسانی تأثیرگذار خواهد بود. در فضای رسانه‌ای نیز، مهاجرت روزنامه‌نگاران مستقل می‌تواند موجب کاهش تنوع دیدگاه‌ها و افت سطح گفتمان عمومی شود.

در چنین فضایی، نه‌تنها سطح گفتمان عمومی کاهش می‌یابد، بلکه ظرفیت‌های اجتماعی برای پیگیری اصلاحات تدریجی نیز تضعیف می‌شود؛ چراکه حلقه نخبگانی که توانایی هدایت نارضایتی‌ها به‌سوی گفت‌وگوی مؤثر و تغییر ساختاری در چارچوب موجود را دارند، به‌تدریج از صحنه کنار گذاشته می‌شوند. به‌زعم برخی تحلیل‌گران، مهاجرت نخبگان منتقد ممکن است در کوتاه‌مدت از فشارهای داخلی بکاهد، اما در بلندمدت، مانعی جدی در برابر بازتولید اندیشه‌های نو و تقویت سازوکارهای اصلاح در نظام تصمیم‌گیری خواهد بود.

  • نقش دیاسپورا (Diaspora)  نخبه در معادلات سیاسی

مهاجرت نخبگان تنها به معنای غیاب آنها در داخل نیست، بلکه حضور آنان در خارج نیز پیامدهایی برای سیاست ایران دارد. جمعیت چندمیلیونی ایرانیان خارج از کشور (برآورد شده حدود ۳ تا ۴ میلیون نفر) [55] اکنون به یک دیاسپورای قابل توجه بدل شده است که نخبگان سهم مهمی در آن دارند. این دیاسپورا از یک سو می‌تواند در عرصه بین‌المللی بر معادلات سیاسی مربوط به ایران اثرگذار باشد و از سوی دیگر ابزارهایی برای نفوذ و مشارکت در تحولات داخل پیدا کند. برای مثال، بسیاری از دانشگاهیان و کارشناسان ایرانی مقیم خارج، در رسانه‌های بین‌المللی یا مجامع علمی صدای رسایی در نقد سیاست‌های حکومتی ایران دارند و با ارائه تصویر واقعی از وضعیت کشور، بر افکار عمومی جهانی و حتی تصمیم‌سازی قدرت‌های خارجی تاثیر می‌گذارند. همچنین گروهی از نخبگان مهاجر در سال‌های اخیر به کنشگری سیاسی علیه حکومت ایران روی آورده‌اند از مشارکت در کمپین‌های حقوق بشری و رسانه‌ای گرفته تا لابی‌گری با دولت‌های متبوعشان برای اعمال فشار بر تهران. این مسئله برای حکومت چالشی سیاسی ایجاد کرده است. به عنوان نمونه، پزشکان، اساتید و حقوق‌دانان برجسته ایرانی در آمریکا و اروپا نقش فعالی در روشنگری درباره سرکوب‌های داخلی یا فعالیت‌های هسته‌ای بحث‌برانگیز ایران داشته‌اند. برخی سازمان‌های مخالف حکومت نیز توسط نخبگان مهاجر هدایت می‌شوند.

البته باید توجه داشت که تاثیر سیاسی دیاسپورا دووجهی است و لزوماً تمام مهاجران نخبه موضع مخالف ندارند؛ برخی از آنها حتی ممکن است در بزنگاه‌ها به کمک دولت بیایند (مانند مشاوران اقتصادی یا علمی در مذاکرات و پروژه‌ها) یا رویکرد بی‌طرف داشته باشند. با این حال، روند کلی نشان می‌دهد که خروج نخبگان به شکل‌گیری یک نیروی فشار بیرونی علیه وضعیت موجود انجامیده است. از دید حکومت، این امر می‌تواند تهدیدی برای امنیت ملی تلقی شود. به ویژه وقتی بخشی از نخبگان مهاجر در کشورهای رقیب ایران جذب شوند (مثلاً دانشمندان ایرانی که در برنامه‌های فضایی یا نظامی آمریکا به کار گرفته شده‌اند). بر اساس یک تحلیل در اندیشکده استیمسون، گرچه مهاجرت ایرانیان به اندازه بحران آوارگان در کشورهای همسایه (مثل افغانستان) تئاترگونه و رسانه‌پسند نیست، اما یک فاجعه خاموش اجتماعی است که پیامدهای منفی بلندمدتی برای رفاه و امنیت ملی ایران دارد [56]. این تحلیل تصریح می‌کند که تداوم امواج مهاجرت نخبگان، ایران را از با استعدادترین جوانان خود محروم ساخته – جوانانی که موتور رشد اقتصادی در غرب شده‌اند و این روند در کنار انتصاب‌های نپوتیستی (خویشاوندسالاری) و عدم پاداش به شایستگی‌ها در داخل، بسیاری را قانع کرده که برای تحقق رؤیاهایشان باید از ایران بروند .[57] چنین مهاجرت گسترده‌ای از نیروهای توانمند به دیگر کشورها، در نهایت می‌تواند موازنه قدرت علمی-فن‌آوری را به زیان ایران تغییر دهد و به تعبیری، برگ برنده‌ای برای رقبا باشد.

از سوی دیگر، حضور نخبگان ایرانی در کشورهای منطقه نیز اثراتی دارد. گزارش شده که حدود ۶۰۰ هزار ایرانی در امارات متحده عربی ساکنند [58]و تعداد رو به افزایشی نیز در کشورهای همسایه مانند عمان اقامت می‌گزینند .[59] این پراکندگی منطقه‌ای نخبگان ممکن است در قدرت نرم ایران تاثیرگذار باشد یا بالعکس، به بهره‌گیری کشورهای میزبان از سرمایه‌های ایرانی بینجامد. برای مثال، نخبه ایرانی که در امارات شرکت تاسیس می‌کند، عملاً برای اقتصاد امارات ارزش افزوده خلق می‌کند نه ایران. ضمن آن‌که جامعه مهاجر ممکن است به مرور جذب فرهنگ سیاسی کشورهای میزبان شود و ارتباط هویتی-سیاسی ضعیف‌تری با وطن داشته باشد.

در مجموع، پیامدهای سیاسی فرار مغزها برای ایران، شامل تضعیف ظرفیت حکمرانی، کاهش نیروهای منتقد داخلی و در عین حال شکل‌گیری یک جامعه نخبه در خارج از کشور است که می‌تواند هم فرصت و هم تهدید باشد. واقعیت این است که تا کنون عدم بهره‌گیری موثر از دیاسپورا سبب شده اثرات منفی این روند بر اثرات مثبت احتمالی غلبه کند. لذا سیاست‌گذاران ایرانی با پدیده‌ای مواجهند که اگر مهار نشود، می‌تواند در بلندمدت به افول نفوذ و اقتدار علمی-سیاسی کشور منجر گردد.


پیامدها و آسیب‌های اجتماعی مهاجرت نخبگان

افزون بر حوزه سیاست، فرار مغزها تاثیرات عمیق و بعضاً جبران‌ناپذیری بر بافت اجتماعی، اقتصادی و علمی کشور دارد. در این بخش، مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی و توسعه‌ای ناشی از مهاجرت نخبگان در ایران بررسی می‌شود. منظور از آسیب‌های اجتماعی در اینجا، طیف وسیعی از آثار منفی بر جامعه و روند توسعه ملی است که می‌توان آنها را در سه حوزه کلی دسته‌بندی کرد: آسیب‌های اقتصادی و توسعه‌ای، آسیب‌های علمی و فناوری، و آسیب‌های فرهنگی-اجتماعی. البته این حوزه‌ها همپوشانی دارند و تفکیک آنها صرفاً برای نظم‌دهی به بحث است.

  1.  ضربه به رشد اقتصادی و توسعه پایدار

نیروی انسانی ماهر یکی از ارکان اصلی رشد اقتصادی هر کشور است. مهاجرت گسترده نخبگان، به معنای کاهش سرمایه انسانی مولد در داخل و از دست رفتن بازدهی اقتصادی سرمایه‌گذاری‌های آموزشی است. طبق یک برآورد، ایران سالانه از بابت فرار مغزها متحمل زیانی معادل ۸ تا ۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی خود می‌شود [60]. این رقم هنگفت (~۵۰ میلیارد دلار) نشانگر ارزش اقتصادی از دست رفته‌ای است که می‌توانست صرف تولید دانش، ایجاد شرکت‌های جدید، بهبود خدمات و افزایش بهره‌وری شود. وقتی یک کارآفرین تکنولوژی یا یک پزشک متخصص کشور را ترک می‌کند، در واقع ایران از ثمرات بالقوه کسب‌وکارها و خدماتی که او می‌توانست ایجاد کند محروم می‌شود. این امر در سطح کلان به کندی رشد اقتصادی و عقب‌افتادن از رقبا می‌انجامد. گزارش‌های راهبردی حاکی است که اگر روند فعلی ادامه یابد، ایران ممکن است چندین دهه رشد اقتصادی را از دست بدهد و نتواند به اهداف توسعه خود برسد[61]. خروج نخبگان همراه با عواملی چون انزوای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، فساد ساختاری و کاهش منابع نفتی، در کنار هم زنگ خطری جدی برای آینده توسعه ایران محسوب می‌شوند[62] .

از دید کلان، فرار مغزها نوعی خروج سرمایه پنهان است. سالانه میلیاردها تومان از بودجه کشور صرف آموزش و تربیت دانش‌آموزان و دانشجویان می‌شود تا در آینده نیروی کار متخصص به اقتصاد تزریق گردد. اما هنگامی که درصد بالایی از بهترین این فارغ‌التحصیلان به جای ورود به چرخه اقتصاد داخلی، عازم خارج می‌شوند، در واقع سرمایه‌گذاری انجام‌شده عاید اقتصادهای دیگر کشورها می‌شود. یک منبع داخلی اشاره کرده بود هزینه تربیت هر نخبه در ایران حدود ۱ میلیون دلار است [63]. حتی اگر این رقم تقریبی را قدری اغراق‌آمیز بدانیم، واقعیت آن است که سالانه بخش قابل توجهی از سرمایه ملی (به صورت نیروی انسانی آموزش‌دیده) از دست می‌رود. نتیجه مستقیم آن، کاهش نرخ بازگشت سرمایه آموزشی و کاهش بهره‌وری کل اقتصاد خواهد بود.

همچنین مهاجرت نخبگان به معنای کاهش کارآفرینی و ظرفیت اشتغال‌زایی در داخل است. بسیاری از استارت‌آپ‌های موفق جهان توسط مهاجران شکل گرفته‌اند و ایرانیان مهاجر نیز از این قاعده مستثنی نیستند نمونه‌های شناخته‌شده‌ای از ایرانیان در سیلیکون‌ولی(Silicon Valley) یا مدیران شرکت‌های بین‌المللی وجود دارند. اگر این افراد در ایران می‌ماندند، چه بسا می‌توانستند کسب‌وکارهای موفقی ایجاد کنند و برای ده‌ها یا صدها نفر اشتغال به همراه آورند. در غیاب آنها، خلأ نوآوری ایجاد می‌شود و موتور خلق کسب‌وکارهای جدید در اقتصاد ضعیف‌تر می‌گردد. برای کشوری با جمعیت جوان که نیازمند ایجاد صدها هزار شغل در سال است، از دست دادن کارآفرینان و نیروهای خلاق، ضربه‌ای سنگین محسوب می‌شود. به ویژه در حوزه‌هایی مثل فناوری اطلاعات، مهندسی، پزشکی و صنایع دانش‌بنیان، فرار مغزها به مهاجرت سرمایه نیز منجر می‌شود؛ زیرا متخصصانی که مهاجرت می‌کنند سرمایه‌های مالی خود را نیز (در قالب پس‌انداز یا سرمایه فکری) از کشور خارج کرده یا همراه خود می‌برند.

  •  افت نوآوری علمی و توان فناوری کشور

از مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی-توسعه‌ای فرار مغزها، تضعیف نظام علمی، آموزشی و فناوری کشور است. ایران در دهه‌های اخیر با سرمایه‌گذاری در آموزش عالی، رشد چشمگیری در کمیت تولید علم ) مثلاً تعداد مقالات (ISI  داشته است. اما فرار مغزها می‌تواند این دستاوردها را نه تنها متوقف بلکه معکوس کند. وقتی تعداد قابل توجهی از اساتید، پژوهشگران و دانش‌آموختگان برتر هر ساله از دانشگاه‌ها خارج می‌شوند، کیفیت آموزش و پژوهش داخلی افت می‌کند. دانشگاه‌های کشور از حضور مدرسان و محققان طراز اول خالی می‌شوند یا کمتر بهره می‌برند. این امر روی کیفیت تربیت نسل بعد هم اثر منفی دارد. به بیان ساده :

فرار مغزها = فرار استادها و دانشجوهای ممتاز =افت خروجی علمی آینده

 برای نمونه ، اگر درصد بالایی از رتبه‌های برتر المپیادها و کنکور جذب دانشگاه‌های خارجی شوند [64]، دانشگاه‌های داخل از داشتن این استعدادها محروم خواهند ماند. آمارها حکایت از آن دارد که بسیاری از برندگان المپیادهای علمی و رتبه‌های تک‌رقمی کنکور در سال‌های گذشته پس از فراغت از تحصیل کارشناسی، راهی خارج شده‌اند [65]. این نخبگان می‌توانستند در صورت ماندن، در مقطع دکترا و بعد عضو هیئت علمی شدن، به ارتقای سطح علمی کشور کمک شایانی کنند.

علاوه بر دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و صنایع استراتژیک نیز از فرار مغزها آسیب می‌بینند. صنایعی نظیر انرژی، هوافضا، پزشکی،   ITو … برای پیشرفت نیازمند حضور مداوم متخصصان خلاق و باتجربه هستند. مهاجرت این نیروها باعث می‌شود پروژه‌های ملی با کمبود متخصص مواجه شوند یا سرعت پیشرفتشان کاهش یابد. حتی در مواردی مشاهده شده که پروژه‌ای کاملاً وابسته به دانش یک متخصص کلیدی بوده و با خروج او متوقف شده است. اگر روند خروج نیروهای نخبه کنترل نشود، شکاف فناوری ایران با مرز دانش جهانی بیشتر می‌شود؛ زیرا کشور نه تنها از دستاوردهای جدید خلق‌شده توسط نخبگان خود بهره‌مند نمی‌شود، بلکه انتقال فناوری از طریق این افراد (مثلاً همکاری‌های بین‌المللی) نیز رخ نخواهد داد. برخی آثار این روند شاید بلافاصله حس نشود ولی در یک بازه ۱۰-۲۰ ساله، می‌تواند جایگاه علمی و فناوری ایران را تضعیف کند. به عنوان مثال، ممکن است امروز ایران در یک رشته مهندسی خاص رتبه علمی قابل‌قبولی داشته باشد، اما اگر اساتید و فارغ‌التحصیلان برجسته آن رشته مهاجرت کنند، در دو دهه آینده دیگر جزو کشورهای پیشرو نباشد.

یکی از شاخص‌های این آسیب، کاهش نرخ نوآوری داخلی (مانند ثبت اختراع، توسعه محصولات جدید) است. هرچند سنجش مستقیم تاثیر مهاجرت بر نوآوری دشوار است، اما قرائن نشان می‌دهد بسیاری از شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی با مشکل حفظ نیروهای متخصص خود مواجه‌اند و برخی ناچار شده‌اند به جذب نیروهای کمترماهر بسنده کنند که نتیجه‌اش افت کیفیت محصولات بوده است. همچنین می‌توان اشاره کرد که تولید علم ایرانیان در خارج رشد زیادی داشته (مثلاً ده برابر شدن تعداد دانشمندان ایرانی مهاجر در دو دهه اخیر)[66]؛ این یعنی خروج بخش فزاینده‌ای از تولیدات علمی از داخل به خارج. هرچند این موضوع از منظر علم جهانی مفید است، اما از منظر منافع ملی ایران به منزله از دست دادن مزیت‌های رقابتی علمی است.

نظام بهداشت و سلامت نیز یکی از بخش‌های اجتماعی مهم است که از مهاجرت نخبگان زیان دیده است. طی سال‌های اخیر خبرهای متعددی از مهاجرت پزشکان متخصص، پرستاران کارآزموده و پژوهشگران علوم پزشکی منتشر شده که می‌تواند کیفیت خدمات درمانی داخل را تحت تاثیر قرار دهد. تربیت یک پزشک یا جراح ماهر سال‌ها زمان برده و هزینه زیادی می‌طلبد؛ وقتی تعداد قابل توجهی از این نیروها به کشورهای توسعه‌یافته (که خود به دنبال جذب کادر درمانی ماهرند) مهاجرت می‌کنند، مردم ایران از خدمات آنان بی‌نصیب می‌مانند و ممکن است با کمبود پزشک متخصص در برخی حوزه‌ها مواجه شویم. این نیز بُعدی از آسیب اجتماعی فرار مغزهاست که مستقیماً با سلامت و رفاه جامعه در ارتباط است.

  • پیامدهای اجتماعی-جمعیتی و سرمایه اجتماعی

فرار مغزها علاوه بر حوزه‌های اقتصاد و علم، بافت جمعیتی و سرمایه اجتماعی کشور را هم متاثر می‌سازد. به طور کلی مهاجرت‌های گسترده می‌تواند ساختار جمعیتی را به هم بزند؛ برای مثال، خروج مستمر قشر جوان و تحصیل‌کرده به پیری جمعیت دامن می‌زند چون ترکیب جمعیت باقی‌مانده نسبتاً سالخورده‌تر و کم‌سوادتر می‌شود. ایران خود با چالش بزرگ پیرشدن جمعیت در دهه‌های آینده مواجه است و مهاجرت نخبگان می‌تواند این روند را تسریع یا اثرات آن را تشدید کند. اگر درصد زیادی از نسل جوان تحصیل‌کرده امروز کشور در آینده در ایران حضور نداشته باشند، نسبت وابستگی جمعیت (سالمندان به فعالان) بدتر خواهد شد و بار تکفل اقتصادی و اجتماعی بر دوش تعداد کمتری نیروی کار خواهد افتاد. همچنین زنان و مردان تحصیل‌کرده‌ای که مهاجرت می‌کنند معمولاً در کشور مقصد تشکیل خانواده داده و فرزندان خود را در همانجا بزرگ می‌کنند؛ این یعنی کاهش موالید در داخل از این طریق و ادامه روند کاهش نرخ زاد و ولد.

از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی و انسجام ملی نیز تحت تاثیر این پدیده است. وقتی تعداد زیادی از افراد تحصیل‌کرده که می‌توانستند رهبران فکری، علمی و فرهنگی جامعه باشند از جامعه حذف می‌شوند (به دلیل عدم حضور فیزیکی)، خلایی در پیوندهای اجتماعی شکل می‌گیرد. شبکه ارتباطاتی میان نخبگان و مردم گسسته‌تر می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها نیز از این مهاجرت‌ها متاثر می‌شوند؛ والدینی که تمام امید خود را به پیشرفت فرزند نخبه‌شان بسته بودند، پس از مهاجرت او دچار مشکلات عاطفی و تنهایی می‌شوند. این مسئله در مقیاس وسیع می‌تواند به نوعی گسست نسل‌ها بینجامد؛ نسل جوان راه خود را بیرون از مرزها می‌جوید و نسل‌های قبلی در داخل حس جاماندگی و دل‌تنگی می‌کنند. همچنین، شیوع مهاجرت نخبگان ممکن است به کاهش امید جمعی به آینده دامن بزند. اگر در جامعه‌ای دائما شنیده شود که فلان پزشک حاذق رفت، فلان استاد برجسته مهاجرت کرد، فلان مخترع هم تصمیم به رفتن دارد – نوعی روان‌شناسی منفی در میان مردم شکل می‌گیرد که «حتماً اوضاع بد است که همه می‌روند». این ذهنیت باعث افت امید و اعتماد به بهبود شرایط می‌شود که از اجزای سرمایه اجتماعی یک ملت است.

علاوه بر آن، مهاجرت نخبگان با خود مسائلی مانند شکاف طبقاتی و بی‌عدالتی ادراک‌شده را نیز افزایش می‌دهد. معمولاً کسانی می‌توانند مهاجرت کنند که یا از پشتیبانی مالی کافی برخوردارند یا جزو نخبه‌ترین‌ها هستند که بورس‌ها و فرصت‌های خارجی نصیبشان می‌شود. بنابراین، عمدتاً قشر متوسط رو به بالا و طبقات نخبه فرصت ترک کشور را می‌یابند. نتیجه آنکه درصد بالاتری از افراد با درآمد و تحصیلات پایین در کشور باقی می‌مانند و درصد بالایی از افراد با تحصیلات عالی و امکانات، خارج می‌شوند. این می‌تواند ناموزونی ترکیب اجتماعی را تشدید کند. هرچند در سال‌های اخیر مواردی از مهاجرت‌های کم‌مهارت نیز وجود داشته (مثلاً پناهجویان غیرنخبه)، اما بخش اعظم مهاجران ایرانی را افراد تحصیل‌کرده تشکیل می‌دهند – چنان‌که طبق آمار سال ۲۰۱۹، ۵۹٪ ایرانیان بالای ۲۵ سال مقیم آمریکا دارای مدرک لیسانس یا بالاتر بودند که بسیار بالاتر از متوسط جامعه آمریکا است[67] . به عبارت دیگر، مهاجرت ایرانیان به‌طور انتخابی قشر تحصیل‌کرده را بیشتر شامل می‌شود.

با این همه، نباید از نظر دور داشت که مهاجرت نخبگان می‌تواند فرصت‌هایی بالقوه نیز ایجاد کند؛ مثلاً شبکه نخبگان ایرانی خارج از کشور در صورت ایجاد بستر مناسب، می‌توانند به توسعه وطن کمک کنند (از طریق انتقال دانش، سرمایه‌گذاری، گردش مالی و غیره). تجربه کشورهایی مانند چین و هند نشان می‌دهد که دیاسپورای علمی تحت شرایطی قادر است به موتور توسعه بدل شود .پدیده “brain gain” (جذب نخبگان ) در ایران نیز پتانسیل بالقوه‌ای در جامعه مهاجران وجود دارد؛ میلیون‌ها ایرانی موفق در خارج زندگی می‌کنند که برخی مایل به کمک به سرزمین مادری هستند. اما واقعیت این است که به دلیل شرایط سیاسی و نبود مشوق‌های کافی، تاکنون بهره چندانی از این ظرفیت برده نشده است [68]. فرجی‌دانا، وزیر علوم پیشین، الگوی چین را مثال می‌زند که چگونه با ارائه مشوق‌های قوی (حقوق چندبرابری و امکانات تحقیقاتی عالی)، بسیاری از دانشمندانش را به بازگشت ترغیب کرد، در حالی که «ما فقط نظاره‌گر خروج استعدادها هستیم.»[69] این بیانگر آن است که تا تغییرات ساختاری در سیاست‌ها رخ ندهد، امیدی به معکوس شدن جریان فرار مغزها و بهره‌مندی از فواید آن نیست[70].


نتیجه‌گیری

فرار نخبگان ایرانی یا مهاجرت گسترده نیروهای متخصص، واقعیتی انکارناپذیر در چند دهه اخیر بوده که ریشه در عوامل عمیق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و علمی دارد و پیامدهای چندوجهی بر جای گذاشته است. در این مقاله با رویکردی علمی، این پدیده را از جنبه‌های گوناگون واکاوی کردیم. در بخش نخست، علل مهاجرت نخبگان شناسایی و تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد یک ترکیب خطرناک از محرک‌های منفی داخلی در ایران ایجاد شده که نخبگان را به خروج سوق می‌دهد: بحران‌های اقتصادی (بیکاری، تورم، رکود و ناکارآمدی اقتصاد) [71]، محدودیت‌های ساختاری در فضای سیاسی (ضعف در نظام شایسته‌سالاری، و چالش‌های مربوط به شفافیت و پاسخ‌گویی نهادی)[72] ، محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی (برخی تبعیض‌ها، افت کیفیت زندگی، محدودیت در دسترسی به امکانات)[73] و کاستی‌های نظام علمی آموزشی (ظرفیت محدود، نبود امکانات پژوهشی و ارتباطات جهانی)[74] این عوامل هم‌افزا باعث شده‌اند که بسیاری از بهترین فرزندان این مرز و بوم، آینده خود را در خارج جستجو کنند. در کنار این عوامل دفع‌کننده، عوامل کشش بیرونی نیز بی‌تاثیر نبوده‌اند؛ جذابیت زندگی در کشورهای توسعه‌یافته، درآمدهای بالاتر، آزادی بیشتر و امکانات علمی بهتر، همگی مغناطیسی قوی برای استعدادهای جوان ایرانی ایجاد کرده است.

در بخش پایانی مقاله، پیامدهای سیاسی و اجتماعی فرار مغزها برای ایران بررسی گردید. روشن شد که این پدیده یک خسارت استراتژیک برای کشور محسوب می‌شود. از منظر سیاسی، مهاجرت نخبگان به تضعیف ظرفیت حکمرانی و نیروهای کارشناسی دولت منجر شده و می‌شود [75] ، همچنین حضور منتقدان و روشنفکران مستقل در داخل را کاهش داده و جامعه مدنی را تضعیف کرده است. به علاوه، جامعه نخبه مهاجر در خارج بعضاً به نیروی فشاری علیه سیاست‌های حکومتی بدل شده که می‌تواند معادلات سیاسی را پیچیده‌تر کند. از منظر اجتماعی و توسعه‌ای، فرار مغزها رشد اقتصادی و نوآوری ملی را کند ساخته و منجر به هدررفت سرمایه‌گذاری‌های آموزشی شده است [76]. توان علمی و فناوری کشور از این ناحیه ضربه خورده و برخی حوزه‌های تخصصی با کمبود نیروی ماهر مواجه شده‌اند. همچنین ساختار جمعیتی و امید اجتماعی تحت تأثیر قرار گرفته و شکاف بین انتظارات نسل جوان و شرایط موجود عمیق‌تر شده است.

به طور کلی، مجموعه شواهد حاکی از آن است که اگر روند کنونی ادامه یابد، ایران با خطری جدی برای آینده توسعه خود روبرو خواهد بود. در یک گزارش تحلیلی، ترکیب بحران فرار مغزها با عوامل دیگری چون انزوای اقتصادی، فساد و پایان مزیت نفتی، در بدترین حالت ممکن می‌تواند به از دست رفتن چند نسل از رشد اقتصادی بینجامد [77]. این هشداری است که باید بسیار جدی گرفته شود. در واقع، فرار مغزها علائم یک بیماری عمیق‌تر در ساختارهای کشور است؛ جوانان و نخبگان زمانی مهاجرت را انتخاب می‌کنند که امیدی به بهبود اوضاع در داخل نداشته باشند. بنابراین برای مهار این پدیده، باید به ریشه‌های آن پرداخت.  ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب، اصلاح فضای کسب‌وکار و مبارزه با فساد، بهبود آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و اعتمادسازی با نخبگان، و تقویت زیرساخت‌های علمی و فناوری، از جمله اقداماتی است که می‌تواند انگیزه ماندن را افزایش دهد. تجربه کشورهایی چون چین نشان می‌دهد که با اتخاذ سیاست‌های درست (ارائه مشوق‌های بازگشت، فراهم کردن محیط پژوهشی مناسب، بهبود درآمد نخبگان در داخل)، می‌توان روند فرار مغزها را آهسته کرد یا حتی معکوس نمود [78]. در ایران نیز برخی برنامه‌ها مانند بنیاد ملی نخبگان یا طرح‌های ارتباط با دانشمندان ایرانی مقیم خارج، تلاش‌هایی در این جهت بوده‌اند، اما کافی و وافی نبوده‌اند. دلیل عمده هم این است که تا “گشایش سیاسی” رخ ندهد، سایر مشوق‌ها تاثیر محدودی خواهند داشت [79]. نخبگان برای بازگشت یا ماندن، نیازمند احساس امنیت و احترام در کشور خویش‌اند.

در پایان، باید تأکید کرد که مهاجرت نخبگان هرچند اکنون برای ایران آسیب‌زا بوده، اما می‌تواند در صورت اصلاح شرایط به فرصت تبدیل شود. ایرانیان پراکنده در سراسر جهان سرمایه‌ای ارزشمندند که در صورت بهبود مناسبات، می‌توانند در توسعه علمی، اقتصادی و فرهنگی کشور سهیم شوند. به شرط آن‌که ایران با آغوش باز پذیرای آنان باشد و دلایل رفتنشان را برطرف نماید. در غیر این صورت، روند کنونی ادامه خواهد یافت و در دنیای دانش‌بنیان امروز، کشوری که نتواند نخبگانش را حفظ کند یا برگرداند، آینده‌ای جز رشد کُند و وابستگی بیشتر نخواهد داشت. این فرار مغزها آینده شکوفای ایران را می‌دزدد و حکومت اگر می‌خواهد ایران به پتانسیل واقعی خود برسد، باید پیش از آن‌که دیر شود چاره‌ای بیاندیشد.


منابع


[1] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace) (Finance & Development, June 1999 – How Extensive Is the Brain Drain?)

[2] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace) ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[3]  (‘Iran loses $150 billion a year due to brain drain’ – Mehr News Agency ) (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises)

[4] ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences) (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[5] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace)

[6] (Finance & Development, June 1999 – How Extensive Is the Brain Drain?)

[7] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace) ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[8] (‘Iran loses $150 billion a year due to brain drain’ – Mehr News Agency )

[9] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises)

[10] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace) (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[11] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises) ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[12] (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain) ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[13] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[14] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises) ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[15] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises)

[16] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises)

[17] ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[18] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises)

[19] (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain)

[20] ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[21]  (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[22]  ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[23] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace) (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain)

[24] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace) (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace)

[25] ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences) ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[26]  ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences) ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[27] ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[28] ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[29]  (Iran’s Brain Drain Accelerates as Crackdown on Dissent Intensifies • Stimson Center) (Iran’s Brain Drain Accelerates as Crackdown on Dissent Intensifies • Stimson Center)

[30]  (Iran’s Brain Drain Accelerates as Crackdown on Dissent Intensifies • Stimson Center) (Iran’s Brain Drain Accelerates as Crackdown on Dissent Intensifies • Stimson Center)

[31]  (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace)

[32] (Iran’s Brain Drain Accelerates as Crackdown on Dissent Intensifies • Stimson Center)

[33] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace) (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[34] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[35] (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain) (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain)

[36] (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain)

[37] (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain)

[38]  (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain)

[39] ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[40] (‘Iran loses $150 billion a year due to brain drain’ – Mehr News Agency ) (‘Iran loses $150 billion a year due to brain drain’ – Mehr News Agency )

[41]  (‘Iran loses $150 billion a year due to brain drain’ – Mehr News Agency ) (‘Iran loses $150 billion a year due to brain drain’ – Mehr News Agency )

[42] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises) (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises)

[43] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace) (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace)

[44] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace)

[45] (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace)

[46] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises) (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises)

[47] ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[48] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies) (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[49] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies) (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[50] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies) (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[51] ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[52] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[53] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[54] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies) (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[55] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies) (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain))

[56] (Iran’s Brain Drain Accelerates as Crackdown on Dissent Intensifies • Stimson Center) (Iran’s Brain Drain Accelerates as Crackdown on Dissent Intensifies • Stimson Center)

[57] (Iran’s Brain Drain Accelerates as Crackdown on Dissent Intensifies • Stimson Center)

[58] (Iran’s Brain Drain Accelerates as Crackdown on Dissent Intensifies • Stimson Center)

[59] (Iran’s Brain Drain Accelerates as Crackdown on Dissent Intensifies • Stimson Center)

[60] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises)

[61]  (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[62] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[63] (‘Iran loses $150 billion a year due to brain drain’ – Mehr News Agency )

[64] (Iran’s “Brain Drain” Ranks First in the World – NCRI) (Iran’s “Brain Drain” Ranks First in the World – NCRI)

[65] (Iran’s “Brain Drain” Ranks First in the World – NCRI) (Iran’s “Brain Drain” Ranks First in the World – NCRI)

[66] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[67] (Article: Immigrants from Iran in the United States | migrationpolicy.org)

[68] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[69] (‘Iran loses $150 billion a year due to brain drain’ – Mehr News Agency )

[70] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[71] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises) ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[72] ) (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace) ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[73] ) (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain) ((PDF) Current Factors of Iran’s Brain Drain, Analysis, Reasons and Influences)

[74] ) (Iran in Transition: The Implications of the Islamic Republic’s Changing Demographics | Carnegie Endowment for International Peace) (Iran: Coping With The World’s Highest Rate Of Brain Drain)

[75] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[76] (Update from Iran: Iran’s Over-Education Crises)

[77] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)

[78] (‘Iran loses $150 billion a year due to brain drain’ – Mehr News Agency )

[79] (Migration and Brain Drain from Iran | Iranian Studies)